پس از برقراری عقد نکاح میان زن و مرد و شروع زندگی مشترک آنها، مطابق قانون برای هر یک حقوق و مسئولیتهایی در مقابل یکدیگر ایجاد میشود. به عنوان مثال زن ملزم به سکونت گزیدن در منزل و اقامتگاه شوهر و مرد نیز در مقابل ملزم به پرداخت نفقه و همچنین ریاست و سرپرستی خانواده است. عدم انجام این وظایف توسط زوجین گاهی جرم شناخته شده و مجازات کیفری در پی دارد. در زندگی مشترک، مردان معمولا به عنوان حامی و تکیهگاه خانواده شناخته میشوند که این امر مسئولیتهایی برایشان به دنبال میآورد. در این بحث به پاسخ این سوال میپردازیم که حکم قانونی ترک منزل توسط مرد بدون دلیل قانع کننده و محکمه پسند چه میباشد؟
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: حکم قانونی ترک منزل توسط مرد – مجازات ترک خانه از طرف شوهر
گاهی اوقات مردان از مسئولیتها و وظایف خود در زندگی مشترک و در قبال خانواده شانه خالی میکنند و محل زندگی را بیهیچ دلیل موجه و قابل قبولی ترک میکنند. چنانچه این ترک منزل به مدت حداقل ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه به طور متناوب رخ دهد، به طوری که زندگی خانواده با عسر و حرج و مشقت همراه گردد، این رفتار مطابق قانون قابل مجازات است. حال به بررسی انواع ضمانت اجراها و مجازاتهای عدم انجام وظایف ناشی از ترک خانه میپردازیم.
ایجاد حق طلاق برای زن: در صورت ترک منزل توسط مرد زن در دو حال حق طلاق دارد:
۱- ترک منزل مذکور در شروط عقدنامه و سند ازدواج:
یکی از شروط دوازدهگانه چاپ شده در سند ازدواج بند ۸ است که بیان میکند: چنانچه زوج بدون دلیل و عذر موجه زندگی مشترک را ترک کند، زوجه میتواند از دادگاه خانواده تقاضای طلاق کند. البته تشخیص دلیل و عذر و همچنین تشخیص ترک منزل به عهده دادگاه است و به نظر و رای محکمه بستگی دارد. پس مطابق این بند ضمانت اجرای ترک خانه توسط زوج، استحقاق یافتن زن برای درخواست طلاق است.
۲- ترک منزل مذکور در ماده ۱۱۳۰ ق.م و به عسر و حرج افتادن زوجه:
مطابق این ماده، ترک منزل توسط مرد به مدت حداقل ۶ ماه متوالی و یا ۹ ماه به طور متناوب و به سختی و عسر و حرج افتادن زوجه به طوری که ادامه زوجیت و زندگی وی را با مشکل و مشقت همراه کند، حق طلاق را برای زوجه فراهم میآورد. بنابر این ماده اگر مرد بدون دلیل خانه را ترک کند، پس از ۶ ماه متوالی و یا تکرار متناوب ترک منزل به مدت ۹ ماه، زوجه میتواند با مراجعه به حاکم شرع، درخواست طلاق کند و اگر عسر و حرج و سختی زندگی زوجه به اثبات برسد، دادگاه زوج را مجبور به طلاق میکند و در صورتی که محل زندگی مرد مشخص و امکان اجبار میسر نباشد، زوجه یکطرفه و با اجازه حاکم شرع طلاق داده میشود.
حبس، توقیف اموال و ممنوع الخروج شدن ضمانت اجراهای عدم انجام تکالیف مرد است.
مطابق ماده ۵۳ قانون حمایت از خانواده هرگاه زوج استطاعت مالی و توان پرداخت نفقه را داشته باشد اما از تمکین و پرداخت آن خودداری نماید، در صورت شکایت زوجه و اثبات دلایل او به حبس تعزیری درجه ۶ محکوم میگردد. حبس تعزیری درجه ۶ شامل حبس بیش از ۶ ماه تا دو سال، پرداخت جزای نقدی و… است.
میدانیم که پرداخت نفقه به زن یکی از موارد تمکین برای مرد معرفی شده است. چنانچه مرد با استطاعت مالی، پس از ترک منزل، نفقه زوجه را نیز نپردازد علاوه بر موارد اشاره شده حبس تعزیری نیز برای وی تعیین میگردد. در صورت نامعلوم بودن اقامتگاه زوج، زن میتواند با مراجه به دادگاه و با داشتن حق توکیل ضمن عقد نکاح، نفقه و مهریه را مطالبه کند. در صورتی که زوج از قدرت و استطاعت مالی برای پرداخت مهریه برخوردار نبود وی به حکم دادگاه تا زمان پرداخت مهریه ممنوع الخروج میگردد و در صورتی که مرد توان مالی داشته باشد اموال او از طرف دادگاه توقیف شده و از محل آن مهریه زوجه پرداخت میگردد.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص حکم قانونی ترک منزل توسط مرد، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون حکم قانونی ترک منزل توسط مرد پاسخ دهند.
سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید
تماس با برترین مشاوران در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل
منبع: حکم قانونی ترک منزل توسط مرد – مجازات ترک خانه از طرف شوهر
امروزه دادگاههای زیادی در سراسر کشور فعالیت میکنند. این دادگاهها مطابق قانون موظف به اجرای قوانین و دفاع از حقوق افراد میباشند. معمولا هر فردی که احساس کند حقوقش تضییع گردیده، سعی میکند با رجوع به دادگاه حق خود را مطالبه کند. برای رسیدگی به دعاوی مختلف در دادگاه و دفاع از حقوق خود، اشخاص میبایست دادخواست تنظیم نمایند. اما در برخی موارد دادخواست توسط شخص ابطال و استرداد میشود. در ادامه قصد داریم در مورد استرداد دادخواست و مهلت تعیین شده برای آن توضیحات مفید و مختصری را خدمت شما عزیزان ارائه نماییم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: استرداد دادخواست و مهلت آن | لایحه استرداد دادخواست توسط خواهان
در ماده دوم قانون آیین دادرسی بیان شده است که هیچ دادگاهی بدون درخواست خواهان، وکیل او، اشخاص ذی نفع، قائم مقام و… دعوا نمیتواند به پروندهای رسیدگی کند. در واقع هر فردی که خواهان رسیدگی به پرونده و دعوایی باشد میبایست این موضوع را از دادگاه صلاحیت دار درخواست کند.
حال برای اینکه بتوان دعوایی را در دادگاه طرح نمود میبایست قبل از هرکاری اقدام به تنظیم دادخواست نمود. دادخواست برگه مخصوصی میباشد که از قبل چاپ میشود. افراد با پر کردن برگه دادخواست و تحویل آن به دادگاه میتوانند دعوای خود را طرح نمایند. اگر دادخواستی به دادگاه ارائه شود، آن دادگاه موظف به رسیدگی به موضوع پرونده خواهد بود.
استرداد دادخواست در مفهوم عامیانه به معنای پس گرفتن دادخواست و ابطال آن میباشد. گاهی ممکن است افرادی که به دادگاه دادخواستی را برای طرح دعوا ارائه نمودهاند، قصد ادامه دعوا را نداشته باشند و بخواهند دادخواست خود را مسترد نمایند. در این صورت مطابق ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی خواهان میتواند دادخواست ارائه شده از طرف خود را مسترد نماید. در صورتی که خواهان با رعایت برخی قوانین خواستار استرداد دادخواست شود، دادگاه دادخواست را باطل خواهد کرد.
دادگاه در این مواقع قرار ابطال دادخواست صادر میکند و این قرار باعث زوال دعوا میشود. نکته حائز اهمیت این است که قانونگذار برای استرداد دادخواست رضایت خوانده را به عنوان شرط تعیین نکرده است. یعنی اگر خوانده نیز به این امر رضایت نداشته باشد، خواهان میتواند دادخواست خود را استرداد نماید.
قانونگذار برای استرداد و پس گرفتن دادخواست مهلت مشخصی را تعیین نموده است. به بیان سادهتر اگر افراد در این مدت زمان مشخص شده اقدام به استرداد دادخواست نکنند، دیگر امکان باطل نمودن دادخواست وجود نداشته و برخی آثار حقوقی دیگر پدید میآیند. حال سوال اینجاست که مهلت تعیین شده برای استرداد دادخواست چقدر است؟ در پاسخ به این سوال میبایست بگوییم مهلت استرداد دادخواست تا اولین جلسه دادرسی میباشد. یعنی افراد میتوانند تا اولین جلسه دادرسی به دادگاه رجوع نموده و دادخواست خود را مسترد نمایند
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص استرداد دادخواست، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون استرداد دادخواست پاسخ دهند.
دادخواست باید توسط چه کسی تنظیم شود ؟
دادخواست میبایست توسط خواهان، وکیل او، ذی نفع دعوا و… تنظیم گردد.
آیا برای استرداد دادخواست نیاز به جلب رضایت خوانده میباشد ؟
خیر، مطابق قانون جلب رضایت خوانده از شروط استرداد دادخواست نیست.
مهلت پس گرفتن دادخواست چقدر است ؟
مهلت پس گرفتن دادخواست تا اولین جلسه دادرسی میباشد.
سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید
تماس با برترین مشاوران در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل
منبع: استرداد دادخواست و مهلت آن | لایحه استرداد دادخواست توسط خواهان
قرارها بخش بسیار زیادی از آرای صادره توسط محاکم قضایی را تشکیل میدهند و میتوانند تعیین کننده نتیجه دعاوی مختلف باشند. وقتی قاضی یک قرار صادر میکند در واقع نظر و رای خود را در خصوص پرونده مورد نظر اعلام کرده است. برخی از قرارها قابل اعتراض میباشند و به برخی دیگر نیز نمیتوان اعتراض نمود. قرارها انواع و اقسام مختلفی دارند و هرکدام با توجه به نوع پرونده و موضوع آن صادر میشوند. یکی از انواع قرارهایی که امروزه در دادگاهها صادر میشود قرار عدم استماع دعوا میباشد. در ادامه این مطلب قصد داریم در خصوص قرار عدم استماع دعوی توضیحات مفید و مختصری را خدمت شما عزیزان ارائه نماییم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: عدم استماع دعوی | قرار و آثار حقوقی عدم استماع دعوی
قرار عدم استماع دعوا یکی از انواع قرارهایی است که در خصوص پروندههای مختلف در مراکز قضایی صادر میگردد. این قرار در مواقعی صادر میگردد که قاضی به طور قانونی، رسیدگی به اصل و ماهیت دعوا را مجاز نداند یا این کار را بیهوده تلقی کند. در قانون مواردی پیش بینی شدهاند که در صورت وجود آنها رسیدگی به اصل دعوا مجاز نیست یا بیهوده خواهد بود.
برای مثال فردی ادعا میکند که از شخص دیگری پول و طلبی دارد و برای دریافت طلب خود علیه او در دادگاه طرح دعوا مینماید. حال اگر در دادگاه ثابت شود که خواهان پولی را که به خوانده قرض داده است از طریق فروش مواد مخدر به دست آورده است، قاضی قرار عدم استماع دعوا صادر میکند. این به این دلیل است که افراد نمیتوانند در خصوص پولی که از راههای نامشروع به دست آوردهاند در دادگاه علیه دیگری طرح دعوا نمایند و در اینجا قرار عدم استماع دعوا صادر میشود. این قرار آثار حقوقی مختلفی را برای پرونده به دنبال خواهد داشت.
نکته: قرار عدم استماع دعوا قابل تجدید نظر خواهی میباشد.
توصیه میکنیم مقاله سقوط دعوا را مطالعه فرمایید.
قرار عدم استماع دعوا یکی از قرارهایی است که در مواقعی که رسیدگی به دعوایی مجاز نیست یا بیهوده است صادر میگردد. این قرار میتواند آثار حقوقی بسیار زیادی برای پرونده داشته باشد. در زیر برخی از آثار حقوقی این نوع قرار را ذکر کردهایم:
یکی از سوالاتی که اغلب در ذهن افراد مطرح میشود این است که، آیا پس از صدور قرار عدم استماع دعوا میتوان دعوا را مجدد اقامه نمود ؟ که پاسخ این سوال بسیار ساده میباشد. قرار عدم استماع دعوا مطابق قانون دارای اعتبار امر مختومه نبوده و پس از صدور نمیتوان موضوع پرونده را مختومه اعلام نمود. همچنین این قرار باعث از بین رفتن حقوق طرفین دعوا نیز نمیشود. از این رو خوانده دعوا میتواند هر زمان که بخواهد دوباره دعوا را در دادگاه طرح نماید و خواهان رسیدگی به آن شود.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص عدم استماع دعوی، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون عدم استماع دعوی پاسخ دهند.
اگر فردی برای مطالبه پولی که از راه نامشروع به دست آمده علیه کسی طرح دعوا نماید چه قراری صادر میشود ؟
در این صورت قرار عدم استماع دعوا صادر میشود.
آیا میتوان نسبت به قرار عدم استماع دعوا درخواست تجدید نظر نمود ؟
بله این نوع قرار از جمله مواردی است، که قابل تجدید نظر خواهی میباشد.
سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید
تماس با برترین مشاوران در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل
یکی از اصطلاحات رایج در مبحث بیع که ممکن است بارها شنیده باشید «خیار یا خیار فسخ» است. اشخاصی که معاملات بزرگ و مهم انجام میدهند با این کلمه بسیار آشنا هستند. خیار به معنی توانایی فسخ است. از منظر حقوقی «خیار» به معنای اختیار در برهم زدن معامله به صورت یک جانبه است. در شرایط خاصی قانونگذار این اجازه را به طرفین معامله داده است که یک جانبه معامله را برهم بزنند. به این اختیار در فسخ یک جانبه اصطلاحا خیار یا خیار فسخ گویند. خیارات دارای انواع مختلفی هستند در این مبحث به خیار تبعض صفقه میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: خیار تبعض صفقه | مفهوم و تعریف – نحوه اعمال – محاسبه میزان ثمن
تبعض در لغت به معنای تجزیه گشتن و صفقه نیز اصطلاحا معادل معامله میباشد.
ماده 441 قانون مدنی به طور کامل این خیار را تعریف کرده است. به عبارتی وقتی که بیع به دو قسم تقسیم و تجزیه میشود که یک قسمت صحیح است اما قسمت دیگر به دلایلی باطل است. در اینجا برای شخصی که این تجزیه شدن به ضرر او باشد این حق وجود دارد که کلا معامله را یک طرفه فسخ کند.
بر اساس ماده 441 قانون مدنی در صورتی که مبیع یا ثمن هر کدام تجزیه شوند شخصی که متضرر شده است میتواند یک جانبه معامله را فسخ نماید. این خیار هم برای مبیع یعنی آنچه که مورد معامله قرار میگیرد مثلا خانه و ماشین قابل اعمال است و هم برای ثمن یعنی عوض معامله که در مقابل مبیع، خریدار به فروشنده میدهد مثلا پول یا طلا.
در این صورت شخص میتواند یا کلا معامله را فسخ کند یا اینکه بخشی از معامله که باطل است را بهم بزند ثمن خود را پس بگیرد و قسمت دیگر که صحیح است را بپذیرد. اختیار این موضوع با کسی است که حق خیار دارد.
همان طور که در ماده 441 قانون مدنی گفته شده است صاحب خیار این حق را دارد که با استناد به خیار تبعض صفقه کلا معامله را برهم بزند یا اینکه بخش صحیح را قبول کند و ثمن قسمت باطل را بگیرد. به طور مثال شخص الف خانهای را به شخص ب میفروشد. بعدا معلوم میشود که 2 دنگ از این خانه متعلق به شخص ج بوده است. در این صورت شخص ب این حق را دارد که یا کلا معامله را برهم بزند یا اینکه آن بخشی را که متعلق به شخص الف بوده قبول کند و پولی را که برای بخش شخص ج پرداخت کرده است پس بگیرد.
برای اینکه شخص بتواند از خیار تبعض صفقه استفاده نماید یک شرط در ماده 443 قانون مدنی مطرح شده است. زمانی شخص میتواند از خیار خود استفاده کند که مشتری در هنگام معامله نسبت به این مشکل آگاه نباشد. یعنی در مثال قبلی که مطرح شد، زمانی ب که خریدار است میتواند از خیار تبعض صفقه استفاده کند که در هنگام خرید عالم به این موضوع نبوده که دو دانگ متعلق به شخص ج است. اما اگر میدانسته و باز هم معامله را انجام داده در این صورت نمیتواند معامله را برهم بزند. در این حالت پولی که خریدار در برابر بخش باطل داده است به او برمیگردد اما معامله را نمیتواند برهم بزند.
اما اگر بخواهد بخشی را بپذیرد و بخش دیگر را رد کند علاوه بر شرط بالا باید شرایط دیگری رعایت گردد از جمله:
1/ مورد معامله قابل تجزیه باشد. یعنی بتوان آن بخشی از معامله را که باطل است جدا کرد و بخش دیگر را که نسبت به آن معامله درست است نگه داشت.
2/ بخشی که باطل شده است از عناصر اصلی معامله نباشد. یعنی به نحوی نباشد که اگر آن بخش حذف شود باعث تغییر ماهیت و اقتضای معامله گردد.
ماده 442 قانون نحوه تقسیط ثمن معامله را به طور کامل توضیح داده است. در ابتدا باید قیمت مجموع مبیع را محاسبه کرد سپس قیمت قسمتی را هم که در مالکیت مشتری قرار گرفته است محاسبه میکنند. در انتها هر نسبتی که بین قسمت کل مبیع و قسمتی که در اختیار مشتری است ایجاد شد همان میزان از ثمن را بایع نگه میدارد و مابقی را به مشتری برمیگرداند.
آنچه مهم میباشد قیمت کل و قیمت بخش صحیح معامله است که مشتری مالک آن شده است. به طور مثال قسمتی که مشتری صاحب آن شده است 1 میلیون تومان ارزش دارد و کل مال 3 میلیون میارزد. مشتری همه سه میلیون تومان را پرداخت کرده است. در اینجا ارزش قسمت مشتری به کل مبیع یک سوم است در این صورت بایع فقط میتواند یک سوم یا همان یک میلیون تومان را بردارد و مابقی را باید به مشتری پس بدهد. چون قطعا معامله نسبت به یک سوم از مبیع انجام شده و نسبت به دو میلیون دیگر باطل است.
در صورتی که بعد از تجزیه مشخص شود قسمتی که باطل شده است اصلا ارزش و مالیت ندارد تقسیط ثمن صورت نمیگیرد. به طور مثال دو نفر با هم چیزی را به مبلغ 6 میلیون معامله کردهاند. بعد از مدتی معلوم میشود که بخشی از این مبیع غیر قابل معامله بوده است، معامله نسبت به آن باطل بوده و اصلا ارزش و مالیتی ندارد. در این صورت نیازی نیست که 6 میلیون تقسیط شود. زیرا مشتری این 6 میلیون را در واقع در برابر بخشی که ارزش دارد پرداخت کرده و تمام آن بخش هم اکنون در دست او است و بخشی که باطل شده اصلا ارزش نداشته است.
هنگامی که در معاملات دچار مشکل میشوید بهترین و مطمئنترین راه مشورت کردن با یک وکیل مجرب است. شما میتوانید از خدمات مشاوره حقوقی تلفنی و آنلاین وکیل دات کام برای دریافت پاسخ سوالات خود در خصوص معاملات و خیار تبعض صفقه استفاده نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص خیار تبعض صفقه، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون خیار تبعض صفقه پاسخ دهند.
خیار تبعض صفقه چیست ؟
اختیار برهم زدن یک جانبه معامله به دلیل تجزیه معامله به بخش صحیح و بخش باطل که در مطلب به تفصیل پاسخ داده شده است.
آیا میتوان بخشی از معامله را قبول و بخشی دیگر را رد کرد ؟
بله با استفاده از خیار تبعض صفقه این امکان وجود دارد که در مطلب به تفصیل پاسخ داده شده است.
نحوه محاسبه ثمن در خیار تبعض صفقه چگونه است ؟
بر اساس نسبت قسمت صحیح بر کل مبیع محاسبه میشود که در مطلب به تفصیل پاسخ داده شده است.
سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید
تماس با برترین مشاوران در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل
منبع: خیار تبعض صفقه | مفهوم و تعریف – نحوه اعمال – محاسبه میزان ثمن
قطعا وقف ثوابی کثیر برای واقف به همراه دارد. در این ثواب شخصی که متولی مال موقوفه است نیز شریک است. شخصی که وظیفه نگهداری از مال وقفی را بر عهده میگیرد از این جهت که عهدهدار کاری نیکو در راه خدا است مستحق پاداش و ثواب الهی است. البته گاهی پیش میآید که به برخی دلایل شخص متولی از این کار عزل میشود. در ادامه به بررسی موارد عزل متولی وقف میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: عزل متولی | موارد عزل متولی مال موقوفه – نحوه عزل متولی در وقف عام و خاص
شخصی که برای انجام دادن امور مال وقفی انتخاب میشود متولی مال وقفی است. بر اساس ماده 75 قانون مدنی شخصی که تولیت مال وقفی را عهدهدار میباشد و کارها و اداره کردن مال موقوفه را انجام میدهد متولی موقوفه نام دارد.
خود واقف یا شخص دیگری میتوانند متولی باشند. حتی این امکان وجود دارد که خود واقف به همراه شخص دیگری مشترکا با هم تولیت مال وقفی را بر عهده بگیرند. واقف میتواند هر شرطی را در مورد متولی قرار دهد مثلا شرط کند که متولی مرد باشد یا سید باشد.
متولی میتواند یک نفر یا چند نفر به صورت مستقلا یا منضما باشد که مال موقوفه را اداره میکنند. به طور مثال واقف معین میکند که شخص الف و ب و ج با هم وظیفه اداره کردن مال وقفی را دارند. گاهی هم ممکن است واقف معین کند که شخص الف مسئول مخارج مال وقفی، شخص ب مسئول تعمیرات و شخص ج مسئول نظافت مال وقفی است.
در صورتی که واقف به هر دلیلی متولی تعیین نکند دو حالت دارد یا وقف خاص است که در این صورت متولی مال موقوفه همان موقوف علیهم است. یا وقف برای عام است که در این صورت بر اساس ماده 81 قانون مدنی حاکم شرع متولی مال وقفی است. در زمان حاضر این وظیفه به اداره اوقاف سپرده شده است.
برای آشنایی بیشتر با انواع وقف کلیک کنید.
با توجه 79 قانون مدنی زمانی که واقف شخصی را به عنوان متولی انتخاب میکند و در همان ابتدا متولی این امر را قبول کرد امکان عزل وجود ندارد. اما با اینکه اولا و بهذات عزل متولی امکان ندارد اما در چند مورد قانون گذار اجازه عزل متولی را داده است.
عدم رعایت مصلحت مال موقوفه موجب عزل متولیست. به طور مثال متولی باغ وقفی از سم پاشی برای درختان باغ استفاده نکند. قطعا متولی انتخاب شده است برای اینکه مال موقوفه به درستی اداره شود و اگر شخص مصلحت مال وقفی را در نظر نگیرد این حق وجود دارد که عزل شود.
برای عزل متولی در اولین مرحله به متولی تذکر داده میشود در صورتی که وقف عام باشد اداره اوقاف این تذکر را میدهد. در صورتی که باز متولی گوش نکند عزل خواهد شد.
در صورتی که متولی طبق آنچه در وقف نامه آمده است عمل نکند عزل خواهد شد. شخص واقف این حق را دارد که برای استفاده از موقوفه شرایط و مراتبی قرار دهد حالا اگر متولی به دلیل ناتوانی یا از روی عمد بر طبق مفاد وقفنامه اقدام ننماید میتوان او را عزل کرد.
به طور مثال واقف میخواهد تا خانه او برای دانشجویان دختر فقط استفاده شود ولی متولی خیانت کند و علاوه بر دانشجویان اشخاصی را که دانشجو نیستند هم در خانه جای دهد.
یا اینکه واقف بخواهد که در باغ 100 عدد درخت سیب کاشته شود اما متولی توانایی انجام این کار را ندارد.
در این صورت در ابتدا تذکر داده میشود و در صورتی که متولی بر اساس وقفنامه عمل نکند عزل میشود.
بر اساس ماده 75 قانون مدنی واقف میتواند خود متولی وقف را انتخاب کند و برای او ویژگیها و شرایطی که میخواهد را قرار دهد. در صورتی که شخص از ابتدا این ویژگیها را نداشته باشد مثلا شرط شده که سید باشد بعدا معلوم شود متولی اصلا سید نبوده است یا اینکه شرایط را در ابتدا داشته است اما سپس با گذشت زمان یا به هر دلیلی دیگر آن ویژگی را از دست دهد امکان عزل متولی وجود دارد. به طور مثال واقف شرط کرده است که متولی کمتر از 40 سال داشته باشد در این صورت بعد از گذشت 40 سال میتوان او را عزل کرد.
در صورتی که مشخص شود هر یک از شرایط بالا به وجود آمده است در اولین گام به متولی تذکر داده میشود. در صورتی که متولی به تذکرات گوش ندهد عزل خواهد شد. این عزل عمدتا از طرف خود واقف یا حاکم شرع است که در زمان حاضر اداره اوقاف به عنوان نماینده حاکم شرع این کار را میکند.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
میتوانید برای دریافت پاسخ سوالات خود و مشاوره در خصوص عزل متولی وقف از خدمات مشاوره تلفنی حقوقی وکیل دات کام استفاده نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص عزل متولی وقف، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون عزل متولی وقف پاسخ دهند.
متولی وقف کیست ؟
شخص یا اشخاصی که وظیفه اداره کردن مال موقوفه را دارند که در مطلب به تفصیل توضیح داده شده است.
آیا امکان عزل متولی وقف وجود دارد ؟
خیر در اصل این امکان وجود ندارد مگر در موارد استثنایی که در مطلب به تفصیل توضیح داده شده است.
سوالی دارید؟ با ما تماس بگیرید
تماس با برترین مشاوران در سراسر کشور از 8 صبح الی 12 شب حتی ایام تعطیل
منبع: عزل متولی | موارد عزل متولی مال موقوفه – نحوه عزل متولی در وقف عام و خاص