دادیار ها یکی از مهمترین مقامات قضایی در سلسلهمراتب دادسراها هستند. وظیفه مهمدادیارها پیگیری پرونده و تحقیق ابتدایی است. پیگیری پروندهها و تحقیقات ابتدایی آن بعد از گزارش و اعلامجرم به دادسرا شروع میشود. البته دادیار در انجام وظایف خود باید تابع مقام بالاتر خود یعنی دادستان باشد. به نوعیدادیار به عنوان نماینده دادستان که مسئول اصلی پیگیری و تحقیق ابتدایی پروندههاست؛ و با دستور دادستان برخی از امور دادسرا را بر عهده دارد. در ادامه این مطلب به معرفیدادیار و شرح وظایف و اختیارات وی خواهیم پرداخت.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
دادیار کیست؟ برای پاسخ دقیقتر به این سؤال باید از ابتدای ثبت شکایات در دادسرا توسط افراد شرح دهیم. هنگامی که شما به عنوان شهروند برای ثبت شکایت خود و رسیدگی به یک جرم به دادسرا مراجعه میکنید. در اغلب موارد با دادیارها و شعبدادیاری برخورد خواهید داشت.
دادیارها همچون دادستان و بازپرس یکی از مقامات قضایی دادسرا محسوب میشوند. قضات جوانی که جذب قوه قضاییه میشوند و تازهکار میباشند. در ابتدای شغل خود در مقامدادیاری فعالیت میکنند. دادیار درواقع جهت کمک به رئیس دادسرا یعنی دادستان بخشی از وظایف دادستان را بر عهده دارد. یعنیدادیارها نماینده دادستان برای انجام وظایفی مانند تحقیقات مقدماتی، امور سرپرستی و اجرای احکام هستند.
علاوه بر آندادیار میتواند بهجای دادستان از کیفرخواست در محضر دادگاه دفاع نماید. باید به این نکته توجه داشته باشید کهدادیار زمانی میتواند به نمایندگی از دادستان وظایف مذکور را انجام دهد که از جانبدادستان اجازه انجام آنها را داشته باشد. در اصل به علت حجم بالای پروندهها و شکایات ثبتشده در دادسراها دادستان نمیتواند به تنهایی به همه آنها رسیدگی نماید. لذا برخی از اختیارات خود را بر عهدهدادیار قرار میدهد تا به نمایندگی از دادستان آن وظایف را انجام دهند. درنتیجه دادیارها موظف هستند از نظر دادستان مافوق خود تبعیت نمایند.
پیشتر اشاره کردیم که دادیارها نماینده دادستان هستند و موظف به تبعیت از دادستان میباشند. با این اوصافدادیار در جایگاه نماینده برای تصمیمات خود استقلال کامل ندارند. به این معنی که قرارهای صادرشده به وسیلهدادیار بدون اعلام موافقت یا مخالفت توسط دادستان اعتباری ندارد. در مواردی که بین نظردادیار و دادستان اختلاف وجود داشته باشد نظر دادستان ارجح است. البته سایر تصمیماتدادیار بدون تائید یا رد دادستان دارای اعتبار است. همچنین اگر دادیار برای دفاع از کیفرخواست در دادگاه حضور یابد نیاز به تائید دادستان ندارد. در این موارد دادستان فقط مواردی را برای دفاع گوشزد مینماید.
پیشتر اشاره کردیم که دادیار به عنوان نماینده دادستان در دادسرا فعالیت میکند. و دادستان برخی از وظایف خود را بهدادیارها محول مینماید. از جمله این وظایف عبارتاند از تشخیص عنوان مجرمانه جرم، صدور قرار تعقیب و اقامه دعوا، بررسی جنبه عمومی جرم.
بعد از اینکه گزارش وقوع جرم به دادسرا صورت پذیرفت. دادیار وظیفه دارد که تحقیقات مقدماتی و پیگیری این پرونده را آغاز نماید. و طی این تحقیقات عنوان مجرمانه جرم ارتکابی را احراز کند. احراز عنوان مجرمانه از آن جهت دارای اهمیت است. که میتواند یکی از عوامل مؤثر در نظر قاضی دادگاه هنگام تعیین مجازات باشد.
دادیار بعد از تشخیص عنوان مجرمانه باید اقامه دعوا نماید و قرار تعقیب برای مجرم صادر نماید. البته پیشتر نیز اشاره شد که صدور قرار توسطدادیار با موافقت دادستان اعتبار مییابد. و در صورت اختلاف نظردادیار و دادستان نظر دادستان ارجح است.
در قواعد حقوقی ما جرائم دارای دو بعد عمومی و خصوصی هستند. این دو بعد عمومی و خصوصی جهت تشخیص جرم قابلگذشت یا جرم غیرقابلگذشت تأثیر میگذارند. یکی از وظایف دادیار این است که جنبه عمومی و خصوصی یک جرم را مورد بررسی قرار دهد. تا قابلگذشت یا غیرقابلگذشت بودن جرم مشخص شود.
در متن قانون برایدادیار تقسیمبندی انجام نشده است. اما هر دادیار ممکن است از طرف دادستان به انجام وظیفه خاصی مأمور گردد. به همین دلیل میتوانیم با توجه به وظایف و اختیاراتی که دادستان بهدادیارها محول میکند انواع دادیار را تقسیمبندی نماییم. بر این اساس دادیارها را میتوانیم به 6 گروه تقسیم کنیم که شامل: دادیار ارجاع، دادیار اظهارنظر، دادیار تحقیق،دادیار اجرای احکام،دادیار ناظر زندان ودادیار نماینده دادستان در دادگاه میشود.
معاون دادستان یا دادیاری که در صورت ارجاع دادستان یا در غیاب وی. تمام وظایف یا برخی از وظایف قانونی دادستان را که به نمایندگی از او بر عهده دارد.
مهمترین وظیفه دادستان تحقیق در خصوص پروندههای گزارششده به دادسرا است. تا اطلاعات اولیه راجع به پرونده را به دست آورد. که این وظیفه از طرف دادستان به دادیاران محول میشود. و تعقیب مجرم بر عهده ایندادیار است.
مطابق سلسلهمراتب دادسرا ابتدا بازپرس قرار صادر میکند این قرار توسط دادستان رد یا تائید میشود. در اکثر موارد این وظیفه تائید یا رد قرار بازپرس به عهدهدادیار قرار میگیرد. یعنیدادیار میتواند راجع به قرار صادره از جانب بازپرس اظهارنظر نماید. این اظهارنظر یک نقش کلیدی در پرونده است.
نوع دیگردادیار، آن دسته ازدادیارها هستند که حوزه فعالیتشان مربوط به زندانیان است. این گروه به عنوان نماینده دادستان وظیفه دارند اموری مثل آزادی مشروط، مرخصی زندانیان، عفو و… را بررسی و تسهیل نمایند.
اغلب موارد دادستان اجرای احکام کیفری را بهدادیار محول مینمایند. زمانی که یک حکم صادر میشود. دادیار به عنوان نماینده دادستان در محل اجرای حکم حضور مییابد. تا حکم صادره را اجرا و بر اجرای آن نظارت نماید.
در تمام موارد پیشین دادیار به عنوان نماینده دادستان وظایف وی را انجام میداد. اما یکی از مهمترین وظایف دادستان در جریان پرونده حضور وی در دادگاه و دفاع از کیفرخواستی است که صادر میکند. این وظیفه خطیر در برخی موارد توسط دادستان بهدادیار سپرده میشود. تادادیار به نمایندگی از دادستان با حضور در دادگاه از کیفرخواست دفاع کند.
در سیستم حقوقی کشور ما مقام ریاست دادگاه و قاضی صادرکننده حکم مخصوص مردان است. و زنان از دستیابی به این جایگاه محروم ماندند. البته عدم امکان جذب قاضی زن در جایگاه قاضی دادگاه به معنی عدم جذب زنان در قوه قضاییه به عنوان قاضی نیست. بلکه هرسال قوه قضاییه تعداد از بانوان را به عنوان قاضی جذب میکند. این قضات زن در مقامات قضایی دیگر به جز قاضی دادگاه فعالیت دارند. مثل دادستانی، بازپرسی و همچنین دادیاری. بنابراین در نظام قضایی ما تعداد زیادی ازدادیاران زن فعالیت میکنند.
در این مطلب شرح دادیم که چگونهدادیار به عنوان نماینده دادستان برخی از وظایف دادستان را انجام میدهد. اما پرسش این است که حدود روابط دادیار و دادستان چیست یا رابطهدادیار و دادستان چگونه است؟
پیشتر اشاره کردیم که فعالیتدادیار تحت نظر دادستان است. و باید برای انجام وظایف خود از دادستان کسب اجازه نماید. در چگونگی رابطه دادیار و دادستان باید گفت. حدود روابط آنها بهگونهای است که در صورت اختلاف نظردادیار و دادستان نظر دادستان دارای ارجحیت است. بنابرایندادیار موظف است نظر دادستان را اجرا نماید. پیشتر اشاره کردیم که دادیار در اعمالنظر خود استقلال کامل ندارد. و به طور کلی موظف است که دستورات دادستان را انجام دهد و موافقت او را برای انجام امور مختلف کسب کند. دادیار همچنین اجازه مخالفت با معاون دادستان را ندارد.
بنابراین رابطه دادیار و دادستان و معاون دادستان بر اساس سلسلهمراتب قضایی و یک رابطه طولی است. که به ترتیب دادستان، معاون دادستان ودادیارها از مقام بالا به پاییندست قرار میگیرند. به عبارت سادهتر دادستان رئیس دادسرا و رئیس دادیارها میباشد و دادیار ملزم به تبعیت از رئیس خود است. توجه داشته باشید که این سلسلهمراتب مربوط به هر شعبه دادسرا است. یعنیدادیاری که در دادسرای ناحیه 2 تهران فعالیت میکند. ملزم به تبعیت از دادستان دادسرای ناحیه یک تهران نیست. بلکه زیر نظر دادستان دادسرای محل خدمت خودش یعنی دادستان دادسرای ناحیه 2 تهران میباشد. و باید از او تبعیت کند.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
سؤالات متداول
دادیار کیست ؟
دادیارها همچون دادستان و بازپرس یکی از مقامات قضایی دادسرا محسوب میشوند. دادیارها نماینده دادستان برای انجام وظایفی مانند تحقیقات مقدماتی، امور سرپرستی و اجرای احکام هستند.
وظایف دادیار چیست ؟
از جمله وظایف دادیار عبارتاند از تشخیص عنوان مجرمانه جرم، صدور قرار تعقیب و اقامه دعوا، بررسی جنبه عمومی جرم.
انواع دادیار کدماند ؟
دادیارها را میتوانیم به 6 گروه تقسیم کنیم که شامل:دادیار ارجاع،دادیار اظهارنظر،دادیار تحقیق،دادیار اجرای احکام،دادیار ناظر زندان ودادیار نماینده دادستان در دادگاه میشود.
انواع دعوا از نقطه نظر حقوقی چیست؟ واژه دعوی برای همه ما یک کلمه آشنا است و به خوبی مفهوم و معنای آن را درک میکنیم. دعوی در واقع همان منازعه و اختلافی است که بین اشخاص به وجود میآید، حال اگر افراد بتوانند منازعه خود را در دادگاه مطرح کنند و از این طریق به دعوی خود رسیدگی کنند، یک دعوی حقوقی را در دادگاه مطرح کردهاند. از نظر حقوقی دعوا انواع و اقسام مختلفی دارد که به هر کدام از آنها میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
عبارت (دعوی ) در معانی متعددی بهکار رفته است:
۱.دعوی به معنای اخص: امکان قانونی رجوع به دادگاه یا بهعبارت دیگر حق رجوع به دادگاه را گویند.
۲.دعوی به معنای اعم: منازعه و اختلافاتی است که در مرجع رسیدگیکننده طرح شده و تحت رسیدگی است یا آن که رسیدگی به آن خاتمه یافته است. به عبارت دیگر اختلافی که منجر به تشکیل پرونده قضایی شده است.
ادعا: در این معنی، عبارت دعوی هر گونه ادعایی را در برمیگیرد حتی اگر این ادعا در جریان رسیدگی به یک پرونده طرح شود و موجب تشکیل پرونده جدیدی نشود.
برای پیشبرد پرونده دعوای ملکی کلیک کنید.
عبارت (زوال دعوی ) در دو مورد بهکار میرود:
۱.زوال دعوی به معنای اعم: منظور زوال دعوایی است که در حال رسیدگی در محاکم است. زوال دعوی به معنای اعم مانع طرح دعوای مجدد نیست.
۲.زوال دعوی بهمعنای اخص: منظور، زوال حق طرح دعوی در محاکم است. در واقع در این موارد حق طرح دوباره همان دعوی از بین میرود.
این موارد از قرار ذیلاند:
الف. صرفنظر کردن کلی خواهان از دعوی.
ب. فوت شخصی که دعوی قائم به اوست. (در دعاوی قائم به شخص )
ج. زوال حق اصلی مستند دعوی به دلیلی مانند مالکیت مافیالذمه.
۱.دعوای اصلی: دعوایی است که بر دعوای دیگر عارض نمیشود و مستقلاً مطرح میشود.
۲.دعوای طاری: دعوایی است که در اثنای رسیدگی به دعوای اصلی مطرح میشود و بر آن عارض میگردد.
دعوایی که در اثنای رسیدگی به دعوای دیگر مطرح میشود درصورتی نسبت به آن دعوا، یک دعوای طاری تلقی میشود که حداقل دارای یکی از دو شرط ذیل باشد:
۱.وجود ارتباط کامل بین دو دعوی: یعنی نتیجه یک دعوی در نتیجه دعوای دیگر موثر باشد. برای مثال فرض کنید که زنی دعوای نفقه اقامه کرده است شوهر در مقابل دعوای الزام به تمکین طرح میکند. بین این دو دعوا ارتباط کامل برقرار است زیرا اگر مرد بتواند عدم تمکین زن را اثبات کند به زن نفقه تعلق نمیگیرد. پس نتیجه یک دعوی در دعوای دیگری موثر است.
۲.وحدت منشا بین دو دعوی: بدین معنی است که سبب هر دو دعوی، یک عمل حقوقی یا یک واقعه حقوقی و یا حکم واحدی از قانون باشد. برای مثال فروشنده به استناد مبایعهنامهای، دادخواست مطالبه ثمن دهد و خریدار به استناد همان مبایعهنامه دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی تقدیم کند، این دو دعوی دارای یک منشا است که همان مبایعهنامه منعقد شده بین طرفین است.
دعاوی طاری بر چهار قسم است:
۱.دعوای اضافی: دعوای مجدد خواهان علیه خوانده.
۲.دعوای متقابل: دعوای خوانده علیه خواهان.
۳.جلب ثالث: دعوای هر یک از متداعیین یا هر دوی ایشان علیه ثالث.
۴.ورود ثالث: دعوای شخص ثالث علیه طرفین دعوی یا یکی از ایشان.
۱.دعاوی عینی: دعاوی که ناظر به حقوق عینی است بهعبارت دیگر یک حق عینی، مورد ادعای خواهان است. مانند دعاوی مالکیت.
۲.دعاوی شخصی(دینی ): دعاوی که ناظر به حقوق دینی است و یک حق دینی، مورد ادعای خواهان است. بهعبارت دیگر تمام دعاوی را که منشا آنها یک تعهد قراردادی یا الزام خارج از قرارداد است دعاوی شخصی میگوییم. مثل دعاوی مطالبه طلب و…
۱.یک دعوای عینی را علیه هر شخصی که عین مال تحت تصرف اوست یا آن که حق عینی توسط او مورد تعدی واقع شده میتوان طرح کرد و پس از صدور حکم، حکم را علیه هر شخصی که محکومبه را تحت تصرف دارد میتوان اجرا کرد. هرچند که شخص متصرف، کسی غیر از خوانده دعوی باشد.
۲.در دعاوی شخصی فقط میتوان علیه شخصی اقامه دعوی کرد که حق مورد ادعا توسط او نقض شده؛ اعم از اینکه وی طرف قرارداد باشد و در نتیجه اجرای تعهدات ناشی از قرارداد برعهده او قرار گیرد یا آن که وی مرتکب عملی شده باشد که بر مبنای مسئولیت مدنی ملزم به جبران خسارت باشد. پس طرح دعوی فقط علیه همان شخص یا وراث او ممکن است و حکم صادره نیز علیه همان شخص یا وراث او قابل اجراست. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد جبران خسارت یا مسئولیت مدنی را مطالعه نمایید.
۱.دعوایمالی : دعوایی است که اثر مستقیم مالی دارد مثل دعاوی مطالبه وجه و …
۲.دعوای غیرمالی : این نوع دعاوی خود به دو دسته تقسیم میشوند: الف.دعوای غیرمالی ذاتی: دعوایی است که اثر مستقیم مالی ندارد اعم از آن که اساسا اثر مالی ندارد یا آن که اثر مالی دارد اما این اثر مالی غیرمستقیم است. مثل دعوای طلاق. برای آشنایی با دعوای غیر مالی اعتباری کلیک کنید.
ب.دعوای غیرمالی اعتباری: دعوایی است که اثر مستقیم مالی دارد اما قانونگذار آن را غیرمالی فرض کرده است. مصادیق این نوع دعوا عبارتند از: دعاوی سهگانه تصرف، دعاوی فیمابین موجر و مستاجر، دعاوی افراز و فروش مال مشاع.
۱.دعاوی منقول: دعاوی هستند که موضوع آنها مطالبه اموال منقول یا اثبات حقوق منقول است. مثل دعوای فروش خودرو.
۲.دعاوی غیرمنقول: دعاوی هستند که موضوع آنها مطالبه اموال غیرمنقول یا اثبات حقوق غیرمنقول است مثل دعوای سرقفلی.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص انواع دعوا، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون انواع دعوا پاسخ دهند .
منبع: انواع دعوا از نقطهنظر حقوقی و زوال آن؛ دعوای طاری و متقابل به چه معناست؟
لواط چیست و یعنی چه؟ در تمامی کشورهای جهان قوانینی در خصوص برقراری رابطه جنسی میان افراد وضع گردیده است و تمام شهروندان یک کشور موظف هستند که به این قوانین احترام بگذارند. با وجود اینکه در سنتهای مختلف برقراری رابطه جنسی به شکلهای مختلفی صورت میگیرد؛ اما از نظر قانون برقراری بعضی از روابط جنسی بسیار قبیح بوده و افراد مرتکب نیز مجازات خواهند شد. لواط نیز یکی از روابط جنسی میان افراد میباشد که در ادامه توضیحات کاملتری را در خصوص اینکه لواط چیست و چه مجازاتی دارد خدمتتان ارائه نمودهایم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
همانطور که در بالا گفته شد لواط نیز یکی از روابط جنسی میان افراد است که علاوه بر نادرست بودن از نظر قانونی نیز بسیار منع شده است و فردی که مرتکب انجام این کار شود مجازات خواهد شد. هرگاه دو مرد اقدام به برقراری رابطه جنسی با یکدیگر نمایند میتوان گفت که لواط صورت گرفته است. برای انجام لواط میبایست آلت یک مرد تا قسمت ختنه به داخل مقعد مرد دیگر فرو برود. نام دیگر این کار همجنسبازی مردان است که در دین اسلام گناه بزرگی شناخته شده است و قانون نیز با لواط کنندگان به شدت برخورد خواهد کرد. کسی که آلت خود را در پشت فرد دیگر فرو میکند با عنوان فاعل لواط و فردی که با او لواط انجام گرفته است با عنوان مفعول لواط شناخته میشود.
نکته: لواط با زنا تفاوت دارد زیرا لواط ایجاد رابطه جنسی با مرد است ولی زنا ایجاد رابطه جنسی با زنان میباشد.
در قوانین کشور ما به محض اینکه انجام لواط در دادگاه تایید شود حکم مجازات لواط کنندگان صادر میشود و معمولا مجازات بسیار سختی نیز شامل حالشان میشود. چنانچه فاعل لواط با وجود اکراه نمودن مفعول لواط اقدام به انجام این عمل زشت با او نماید و همچنین اگر دارای همسری باشد که بتواند با او رابطه جنسی برقرار کند در دادگاه به اعدام محکوم میشود و اگر چنین نباشد نیز مجازات او صد ضربه شلاق خواهد بود. مفعول لواط نیز چه همسر داشته باشد و چه نه به مجازات اعدام محکوم میگردد.
نکته بسیار مهم: چنانچه لواط صورت بگیرد لواط کنندگان عفو نشده و در مجازات آنها نیز تخفیفی داده نمیشود و به محض اینکه در دادگاه جرم آنها اثبات شود طبق قانون مجازات خواهند شد.
برای اطلاع از مجازات رابطه نامشروع کلیک کنید.
برای اینکه وقوع جرم لواط در دادگاه اثبات شود میبایست شرایطی وجود داشته باشد. نحوه اثبات لواط به دو صورت زیر است:
چنانچه فرد چهار بار اقرار کند که مرتکب جرم لواط شده است و این موضوع را اعتراف کند جرم او به راحتی ثابت میشود. اگر فرد کمتر از ۴ بار اقرار کند که مرتکب این جرم شده است مجازات او ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیری درجه شش میباشد.
شهادت نیز یکی از راههای اثبات لواط میباشد. چنانچه چهار مرد شهادت دهند که فرد مرتکب جرم لواط شده است جرم او به آسانی ثابت میشود. اما نکته حائز اهمیت این است که هر چهار شاهد باید صحنه وقوع جرم را دیده باشد تا شهادتشان در این مورد صحیح باشد.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص لواط، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون لواط پاسخ دهند.
لواط چیست ؟
به برقراری رابطه جنسی میان مردان لواط گویند که توضیحات کاملتر در متن مقاله آمده است.
مجازات مفعول لواط چیست ؟
مجازات مفعول لواط اعدام میباشد.
منبع: لواط چیست
مجمع فوق العاده شرکت ها چیست؟ معمولاً مجمع فوقالعاده شرکت به جهت اتخاذ تصمیمهای مهمی برگزار میشود. که مربوط به امور هیئتمدیره، کاهش و افزایش سهام، انحلال شرکت و … میباشد. در ادامه این مطلب قصد داریم به معرفی مجمع فوقالعاده شرکت و ضرورت برگزاری آن بپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
به جز مجمعی که سالیانه و در زمان مشخص برگزار میشود هر مجمع دیگری تشکیل شود مجمع فوقالعاده نام دارد. همانطور که از نام مجمع فوقالعاده شرکت مشخص است. این مجمع در شرایط فوقالعاده برگزار میشود. یعنی زمانبندی مشخصی برای آن وجود ندارد و بسته به شرایط مجمع فوقالعاده تشکیل میگردد.
اگر در طول یک سال مالی شرکت مشکلی خاصی به وجود آید. باید برای آن مشکل فوراً تصمیمگیری انجام شود. و نیاز باشد که از یکبار مجمع عادی بیشتر جلسه و مجمع تشکیل گردد. در این صورت مجمع فوقالعاده تشکیل میشود. بنابراین مجمع معمولاً زمانی تشکیل میگردد که نیاز باشد برای رخدادهای شرکت به صورت فوری تصمیمگیری شود. مدتی که در آن امکان برگزاری مجمع فوقالعاده وجود دارد از ابتدای تشکیل شرکت تا زمان انحلال شرکت خواهد بود.
مثلاً در صورتی که شرکت قصد داشته باشد سال مالی خود را تغییر دهد. یا مثلاً بخواهد سرمایه سهام را افزایش یا کاهش دهد. باید مجمع فوقالعاده تشکیل شود. جهت تشکیل مجمع فوقالعاده ابتدا آگهی اطلاعرسانی تشکیل مجمع منتشر میشود. مجمع با حضور مدیران و سهامداران شرکت برگزار میشود. شرط تشکیل این مجمع نیز حداقل حضور صاحبان نیمی از سهام شرکت میباشد. در صورتی که سهامداران شرکتکننده در مجمع فوقالعاده به حدنصاب نرسند. آگهی اطلاعرسانی تشکیل مجمع مجدداً منتشر و مجمع برای بار دوم برگزار میگردد.
برخلاف مجمع فوقالعاده، مجمع عمومی عادی شرکت در واقع جلسهای است که به طور سالانه و از پیش تعیین میگردد. این مجمع در حضور سهامداران و برای موارد مشخصی تشکیل میگردد. ضرورت جلسه سالانه مجمع عمومی عادی شرکت به چگونگی فعالیت شرکتها بازمیگردد. تمام شرکتها جهت شروع کسبوکار به سرمایه اولیه نیازمند. سرمایه اولیه توسط سرمایهگذاران تأمین میگردد که به این افراد نام سهامدار میدهند.
در اینجا شرکتها به دو گروه سهامی عام و سهامی خاص تقسیم میگردند. شرکتهای سهامی عام بخشی از سرمایهشان را با فروش به مردم عادی به عنوان سهامدار تأمین میکند.در این شرکتها اقدامات و تصمیمات مهمی صورت میگیرد و فعالیتهای متفاوتی انجام میشود تا شرکت برقرار باقی بماند. انجام فعالیتها و اتخاذ تصمیمات مهم نیازمند تشکیل جلسات متعدد میان سهامدارها و مدیران شرکت است. که به این دسته از جلسات مجمع میگوییم.
پیشتر شرح دادیم که مجمع فوقالعاده با توجه به نام این مجمع فقط در زمانهای خاص و برای شرایط ویژه به صورت فوقالعاده برگزار میشود. تا برای موارد خاص و اضطراری که نیاز به تصمیم فوری دارد تصمیمگیری شود. مجمع فوقالعاده زمان از پیش تعیینشده و مشخصی ندارد. اما مجمع عمومی عادی شرکت یک جلسهای است. که به صورت عادی و با برنامهریزی قبلی به صورت سالانه برگزار میشود. و برای موارد و فعالیتهای مشخص از قبل در این جلسه تصمیمگیری میشود.
نماد سهام مربوط به شرکت دو روز کاری قبل از شروع مجمع عادی و فوقالعاده متوقف میگردد. تا طی برگزاری مجمع منافع و تصمیمات تنها مختص سهامدارانی که در زمان تشکیل مجمع سهامدار هستند؛ باشد. بازگشایی سهم نیز 5 روز بعد از برگزاری مجمع عادی و فوقالعاده اتفاق میافتد. البته نماد سهام بعد از این مدت به صورت حراج ناپیوسته و همچنین بدون محدودیت نوسان قیمت باز میشود. و قیمت آن نیز با توجه به عرضه و تقاضا تعیین میگردد.
مجمع فوقالعاده معمولاً به منظور بررسی و تصمیمگیری در خصوص تغییر ترکیب سهامداران، انتخاب هیئتمدیره، کاهش یا افزایش سرمایه شرکت، تغییر اساسنامه شرکت و یا انحلال شرکت برگزار میشود. بنابراین مجمع فوقالعاده به نوعی شبیه مجمع عمومی عادی است. با این تفاوت که زمان برگزاری آن برخلاف مجمع عادی در اساسنامه مشخص نشده و برای تصمیمات و رخدادهای فوری تشکیل میگردد. در مستندات قانون وظایف مجمع فوقالعاده به شرح زیر است:
اول: کاهش سرمایه (مطابق ماده 65 یا 33 لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت).
دوم: جهت تصویب ایجاد سهام ممتاز مطابق تبصره 2 ماده 24 قانون تجارت.
سوم: ایجاد تغییر در امتیازات و حقوق سهام ممتاز مطابق ماده 42 لایحه.
چهارم: تبدیل سهام بینام به بانام و برعکس مطابق ماده 43 لایحه به بعد.
پنجم: انتشار اوراق قرضه مطابق مواد 56 و 55 لایحه.
ششم: تبدیل یا تفویض ورقه قرضه به سهام مطابق بند نهم ماده 60 لایحه و مواد 71،69،65،61 لایحه.
هفتم: افزایش سرمایه بر اساس مواد 55 و 56 لایحه اصلاح قانون تجارت.
هشتم: تصویب تغییرات در سرمایه شرکت بر اساس ماده 83 لایحه.
نهم: تصویبات مربوط به تغییر در مواد اساسنامه شرکت مطابق ماده 83 لایحه.
دهم: تصمیم به انحلال شرکت پیش از موعد یا به علت زیان واردشده مطابق با مواد 83 و 141 لایحه.
یازدهم: تبدیل شرکت سهامی خاص به شرکت سهامی عام بر اساس مواد 278 و 287 قانون.
برای آشنایی با نحوه ثبت افزایش سرمایه شرکت کلیک کنید.
گام ابتدایی برگزاری مجمع فوقالعاده مانند مجمع عادی میباشد. جهت برگزاری مجمع فوقالعاده ابتدا باید به تمام صاحبان سهام و مدیران شرکت دعوتنامه ارسال شود. ارسال دعوتنامه از طریق سایت شرکت، روزنامههای کثیرالانتشار، سایت رسمی سازمان بورس و.. صورت میپذیرد. همانطور که قبلتر اشاره کردیم مجمع فوقالعاده در شرایط خاص و اضطراری برای تصمیمات هیئتمدیره برگزار میگردد.
در مجمع فوقالعاده جهت انتخاب هیئتمدیره، هر فرد در مجمع به اندازه هر مدیر یک حق رأی خواهد داشت. یعنی اگر سهامداری 200 حق رأی داشته باشد. و در مجمع باید 5 مدیر انتخاب گردد. این سهامدار هزار حق رأی خواهد داشت. و مختار است همه رأیهای خودش را به نفع یک نفر استفاده کند یا میان چند نفر تقسیم کند.
برای تشکیل مجمع فوقالعاده باید بیش از نصف سهامداران دارای حق رأی در این مجمع حضور یابند. در صورتی که مجمع به حدنصاب نرسید یعنی نیمی از سهامداران دارای حق رأی در جلسه مجمع حاضر نشوند. آنگاه باید دقیقاً مثل مجمع عمومی عادی برای بار دوم اطلاعرسانی صورت پذیرد و جلسه مجدداً برگزار شود. در صورت برگزاری برای دومین بار مجمع فوقالعاده با یکسوم برگزار میشود.
تصمیمات مهم طی مجمع فوقالعاده باید با قبول اکثریت دوسوم افراد حاضر در مجمع گرفته شود. به یک نکته توجه داشته باشید گاهی مجمع عمومی عادی به صورت فوقالعاده تشکیل میشود. تشکیل مجمع عادی به صورت فوقالعاده با مجمع فوقالعاده متفاوت است. در این شرایط قوانینی که برای حدنصاب تشکیل مجمع عادی جهت حضور و حق رأی مشخص شده است. برای مجمع عادی که به صورت فوقالعاده برگزار میشود اجرا میگردد نه قوانین مجمع فوقالعاده.
بر اساس ماده 84 لایحه اصلاحی قانون تجارت حدنصاب مجمع فوقالعاده دارندگان بیش از نصف سهام است که حق رأی دارند. به عنوان مثال اگر صد سهم در شرکت وجود داشته باشد دارندگان 51 سهم باید در مجمع فوقالعاده شرکت نمایند. البته مقصود از دارندگان بیش از نصف سهام در نصاب سرمایه است.
در صورتی که در دعوت ابتدایی اکثریت حاضر نشوند و حدنصاب ایجاد نگردد. دعوت دوم صورت میپذیرد و در دومین مرتبه حدنصاب به یکسوم سهام که دارای حق رأی هستند کاهش مییابد. به عنوان مثال با صد سهام در شرکت حضور 34 سهم الزامی است. رسمیت جلسه دوم منوط به درج نتیجه دعوت اول در دعوتنامه دوم است.
نکته قابل توجه اینکه مجمع عمومی فوقالعاده تنها در دو نوبت دعوت به عمل میآید. اما در مجمع عمومی مؤسس این دعوت تا سه نوبت ادامه دارد. بنابراین اگر مجمع فوقالعاده در دعوت دوم به حدنصاب نرسد. سهامداران برای بار سوم دعوت نمیشوند. بلکه مجدداً از نو و با حدنصاب جلسه اول باید دعوت صورت پذیرد.
در ماده بعدی یعنی ماده 85 لایحه، ذکر میشود که نصاب لازم برای تصویب تصمیمات مجمع چه میزان است. تصمیمات مجمع فوقالعاده مانند مجمع مؤسس به اکثریت دوسوم آرای حاضر در جلسه نیازمند است. مثلاً اگر 60 رأی در مجمع فوقالعاده حضور یابند حداقل 40 رأی از آنها باید موافق تصویب دستور جلسه باشند.
البته اگر موضوع مجمع فوقالعاده در خصوص تغییر تابعیت شرکت باشد. و یا در خصوص افزایش سرمایه شرکت به صورتی که مبلغ اسمی سهام را بالا ببرند. درحالی که این اقدام برای صاحبان سهام تعهد ایجاد کند؛ باشد. در این دو موضوع اتفاق آرا جهت تصویب مورد نیاز است.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
سؤالات متداول
مجمع فوقالعاده شرکت چیست ؟
به جز مجمعی که سالیانه و در زمان مشخص برگزار میشود هر مجمع دیگری تشکیل شود مجمع فوقالعاده نام دارد. این مجمع در شرایط فوقالعاده برگزار میشود یعنی زمانبندی مشخصی برای آن وجود ندارد.
تفاوت مجمع فوقالعاده با مجمع عادی چیست ؟
مجمع فوقالعاده در زمانهای خاص برگزار میشود. تا برای موارد خاص و اضطراری که نیاز به تصمیم فوری دارد تصمیمگیری شود. اما مجمع عمومی عادی شرکت یک جلسهای است. که به صورت عادی و با برنامهریزی قبلی به صورت سالانه برگزار میشود.
وظایف مجمع فوقالعاده چیست ؟
مجمع فوقالعاده معمولاً به منظور بررسی و تصمیمگیری در خصوص تغییر ترکیب سهامداران، انتخاب هیئتمدیره، کاهش یا افزایش سرمایه شرکت، تغییر اساسنامه شرکت و یا انحلال شرکت برگزار میشود.
منبع: مجمع فوق العاده شرکت چه وظایفی دارد و چه زمانی تشکیل می شود؟
مرخصی استحقاقی چه شرایطی دارد؟ در سالهای اخیر به علت افزایش شرکتها و کارگاههای دارای کارگر در کشور قانونگذاران برای اینکه از اختلاف میان کارگر و کارفرما جلوگیری کنند قانونی به نام قانون کار به وجود آوردهاند. قانون کار شرایط مختلفی را برای کارگر و کارفرما پیش بینی نموده است و یکی از این شرایط رفتن به مرخصی توسط کارگر میباشد. در ادامه قصد داریم در مورد مرخصی استحقاقی که یکی از انواع مرخصی در قانون کار است توضیحات کاملی را در اختیارتان قرار دهیم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
مرخصی استحقاقی یکی از انواع مرخصی در قانون کار میباشد که شرایط خاص خود را دارد. این نوع مرخصی برای تفریحات و استراحت کارگران در نظر گرفته شده است و فرد در مدت زمان مرخصیاش دارای حقوق نیز میباشد. مرخصی استحقاقی کارگران برای هر یک سال کار یک ماه در نظر گرفته شده است. نکته بسیار مهمی که باید به آن توجه کرد این است که مرخصی استحقاقی شامل روزهای جمعه نیز میشود اما روزهای تعطیل دیگر در سال جزو مرخصی استحقاقی نخواهند بود و در آن روزها فرد میتواند باز هم به مرخصی برود.
برای اطلاع از حقوق و مزایای کارمندان کلیک کنید.
مرخصیهای استحقاقی یک ماه در سال میباشند که فرد میبایست از آنها استفاده کند. اما در برخی موارد دیده میشود که فرد به دلایل مختلف از مرخصی استفاده نمیکند و قصد دارد آن را ذخیره کند. حال پرسشی که مطرح میشود این است که آیا میتوان مرخصی استحقاقی را ذخیره نمود؟ که در این باره باید بگوییم امکان ذخیره نمودن مرخصی استحقاقی هست اما کارگر تنها میتواند نه روز مرخصی استحقاقی خود را ذخیره کند و نمیتواند بیست و یک روز دیگر را ذخیره نماید.
نکته بسیار مهم: اگر کارگر تمام مرخصیهای استحقاقی خود را ذخیره کند و به مرخصی نرود میتواند حقوق کامل روزهای مرخصی را دریافت کند اما در سال بعد بیشتر از نه روز مرخصی برای او ذخیره نخواهد شد و فرد دیگر نمیتواند از بیست و یک روز دیگر مرخصیاش استفاده کند. این به این دلیل است که کارگر از مرخصیهایش حتما استفاده کند و بتواند چند روزی را استراحت کند.
همانطور که در بالا گفته شد مدت زمان مرخصی استحقاقی در هر یک سال کار یک ماه میباشد اما در برخی موارد دیده میشود که فرد یکسال کار نکرده است و فقط در برخی فصول سال کار کرده است که در این صورت مرخصی استحقاقی او با توجه به ماههایی که کار کرده است محاسبه میشود. در هر ماه فرد میتواند دو و نیم روز مرخصی استحقاقی دریافت کند. برای مثال اگر فرد به طور کلی شش ماه از سال را کار کرده باشد میتواند ۱۵ روز مرخصی استحقاقی دریافت کند.
نکته: تمام روزهای مرخصی استحقاقی جزو سابقه کاری فرد به حساب میآیند.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص مرخصی استحقاقی، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون مرخصی استحقاقی پاسخ دهند.
در هر ماه کارگر چند روز مرخصی استحقاقی دارد ؟
در هر ماه فرد ۲ و نیم روز مرخصی استحقاقی دارد.
چند روز از مرخصیهای استحقاقی قابل ذخیره کردن است ؟
تنها نه روز مرخصی استحقاقی قابل ذخیره کردن است.
منبع: مرخصی استحقاقی