تجدید نظر خواهی از حکم چه زمانی امکان پذیر است؟ امروزه اگر پروندهای در دادگاه بدوی در جریان باشد و نسبت به آن حکمی صادر شود این حکم در مهلت مقرر قابل تجدید نظر خواهی است. و خوانده اگر نسبت به آن حکم معترض باشد و ادعا کند به هر دلیلی حکم صادره خلاف عدالت است میتواند از طریق تجدید نظر خواهی ادعای خود را اثبات کند. در واقع تجدید نظر خواهی از حکم یعنی اعتراض به رای صادره از دادگاه بدوی و درخواست رسیدگی مجدد به تمام یا بخشی از دعوا.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
بعضی از آرای صادره از دادگاه بدوی قابل تجدیدنظرخواهی هستند و بعضی خیر.
۱.احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن بیشتر از ۳ میلیون ریال است.
۲.اگر در یک دادخواست، خواستههای متعدد درج شده باشد قابلیت تجدیدنظرخواهی نسبت به هر خواسته بهصورت جداگانه باتوجه به نوع و بهای آن خواسته محاسبه میشود و مجموع آنها حساب نمیشود.
۳.اگر دادگاه جزایی به تبع رسیدگی به امر کیفری به دادخواست حقوقی مبنی بر ضرر و زیان ناشی از جرم رسیدگی کند و درخصوص اصل مجرمیت و ضرر و زیان ناشی از جرم به نحو توامان رای دهد چنانچه جنبه کیفری رای قابل تجدیدنظر باشد حکم صادره راجع به ضرر و زیان هم به تبع آن قابل تجدیدنظر است.
۴.کلیه احکام صادره در دعاوی غیر مالی.
۵.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد حکم راجع به متفرعات دعوا مثل هزینه دادرسی هم قابل تجدیدنظر است.
۶.حکم عزل وصی یا قیم یا ضم امین، حکم حجر، بقای حجر، رد درخواست حجر، رد درخواست بقای حجر و رد درخواست رفع حجر قابل تجدیدنظر است.
۷.اگر حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد قرار قاطع صادر شده در آن دعوا هم قابل تجدیدنظر است.
توصیه میکنیم مقاله رای قابل تجدید نظر را مطالعه نمایید.
۱.حکم مستند به اقرار در دادگاه.
۲.حکم مستند به رای کارشناس که طرفین کتبا رای کارشناس را قاطع دعوا قرار داده باشند.
۳.توافق طرفین در اسقاط حق تجدیدنظرخواهی.
اصحاب دعوای تجدید نظر همان اصحاب دعوای نخستین میباشند همچنین اشخاص ثالث هم ممکن است در دعوای تجدیدنظر ایفای نقش کنند.
کسی است که در دعوای نخستین محکوم شده باشد.
فقط نسبت به آن قسمت از رای که علیه او صادر شده است میتواند تجدیدنظرخواهی کند.
کسی است که رای به نفع او صادر شده است چه اصحاب دعوای اصلی بوده است چه بعنوان ثالث در مرحله نخستین وارد شده است.
طبق قانون مهلت تجدیدنظر برای اشخاص مقیم ایران ۲۰روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور ۲ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است.
اگر محکومعلیهم متعدد باشند چنانچه حداقل یکی از آنها مقیم خارج از کشور باشد مهلت تجدیدنظر برای همگی آنها ۲ماه است.
در مواردی مهلت تجدیدنظر بیش از ۲۰روز یا ۲ماه خواهد بود این موارد عبارتند از:
اگر در مهلت تجدیدنظر شخصی که حق تجدیدنظرخواهی دارد فوت کند یا محجور یا ورشکسته شود رای باید مجددا به وراث او یا قیم او یا مدیر تصفیه او ابلاغ شود.
اگر سمت شخصی که حق اعتراض به رای داشته زائل شود رای مجددا به شخصی که دارای سمت شده یا به خود اصیل ابلاغ میشود.
طبق قانون محکومعلیه میتواند در صورت وجود جهات عذرموجه دادخواست تجدیدنظر را پس از مهلت مقرر تقدیم کند.
جهات عذرموجه عبارتند از: ۱.بیماری مانع حرکت ۲. فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد ۳.حوادث قهری ۴.توقیف یا در حبس بودن.
اگر دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی تقدیم شود قرار رد دادخواست صادر میشود. این قرار ظرف ۲۰روز قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر است؛ رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.
طبق قانون تجدیدنظرخواه باید دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آن جا محبوس است تسلیم کند.
مرجع تجدیدنظر آرای دادگاههای عمومی و انقلاب هر حوزهای، دادگاه تجدیدنظر مرکز همان استان است.
اگر دادخواست به دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا دفتر بازداشتگاه تسلیم شده این مراجع باید دادخواست را پس از ثبت به دادگاه صادرکننده رای مرحله نخستین بفرستند.
دادگاه صادرکننده رای نخستین در قبال دادخواست تجدیدنظر تکالیفی دارد که در حالات مختلف متفاوت است.
۱. حالتی که دادخواست خارج از مهلت مقرر تقدیم شده باشد: اگر دادخواست بدون اعلام عذرموجه خارج از مهلت تقدیم شده باشد یا عذری که اعلام کرده موجه نباشد قرار رد دادخواست صادر میشود اما اگر عذر اعلام شده موجه باشد قرار قبولی دادخواست صادر میشود.
۲. حالتی که دادخواست ناقص تقدیم شده باشد: اگر دادخواست شرایط قانونی لازم را نداشته باشد ناقص است و باید در مهلت مقرر رفع نقص صورت بگیرد.
۳. حالتی که دادخواست در مهلت مقرر و کامل تقدیم شده باشد: مدیر دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین باید ظرف ۲ روز یک نسخه از دادخواست و پیوستهای آن را برای تجدیدنظرخوانده بفرستد تا ظرف ۱۰ روز با تقدیم لایحه پاسخ دهد، پس از پایان ۱۰ روز دفتر دادگاه پرونده را به مرجع تجدیدنظر میفرستد.
دادگاه تجدیدنظر از دو یا سه قاضی تشکیل میشود که هر رای را باید هر دو نفر امضا کنند.
الف. تصمیمات دادگاه تجدیدنظر در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی نباشد:
۱.برگشت دادن پرونده: در مواردی مثل وقتی که دادخواست تجدیدنظر ناقص باشد پرونده به دادگاه نخستین برگردانده میشود.
۲.اخطار رفع نقص و درصورت لزوم صدور قرار رد دعوای مرحله نخستین: اگر دادخواست دعوای نخستین ناقص باشد و دادگاه بدوی به آن توجه نکرده باشد دادگاه تجدیدنظر به دادخواست دهنده اخطار رفع نقص میدهد اگر اقدام نکرد دادگاه رای مرحله نخستین را فسخ و قرار رد دعوای مرحله نخستین را صادر میکند.
۳.صدور قرار عدم صلاحیت: اگر پرونده را به دادگاه تجدیدنظری که صالح نیست بفرستند آن دادگاه قرار عدم صلاحیت صادر کرده و پرونده را به دادگاه صالح میفرستد.
۴.صدور قرار رد دادخواست تجدیدنظر: وقتی دادخواست تجدیدنظر بدون عذرموجه خارج از مهلت قانونی تقدیم شود این قرار صادر میشود.
۵.صدور قرار رد دعوای تجدیدنظر: اگر سمت تجدیدنظرخواه محرز نباشد این قرار صادر میشود.
۶.صدور قرار عدم استماع دعوای تجدیدنظر: اگر رای تجدیدنظرخواسته به هر علتی قابل تجدیدنظر نباشد چنین قراری صادر میگردد.
ب. تصمیمات دادگاه در فرضی که دعوای تجدیدنظر قابل رسیدگی باشد:
۱.فسخ رای مرحله نخستین: دادگاه تجدیدنظر میتواند رای مرحله نخستین را فسخ کند.
۲.تایید رای مرحله نخستین: اگر دادگاه تجدیدنظر رای بدوی را بدون اشکال تشخیص بدهد آن را تایید میکند.
دادگاه تجدیدنظر مثل دادگاه بدوی ممکن است قرار یا حکم یا دستور صادر کند. در تمام مواردی که دادگاه تجدیدنظر رای قطعی صادر میکند این رای بهصورت دادنامه درآمده و قضات آن را امضا میکنند سپس به اصحاب دعوا ابلاغ میشود.
رای صادره از دادگاه تجدیدنظر قطعی بوده و فقط در مواردی قابل فرجام است.
توصیه میکنیم مقاله فرجام خواهی را مطالعه نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تجدیدنظر خواهی از حکم، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تجدیدنظر خواهی پاسخ دهند.
قانون برای کارکنان شرکتها، موسسات، کارگاهها و تمام افرادی که تحت پوشش بیمه هستند شرایط مختلفی را تعیین کرده است. در قانون کار در خصوص بازنشستگی، از کار افتادگی، استعلاجی، دریافت مرخصی و هر عامل دیگری که به کارکنان مربوط میشود توضیحاتی ارائه شده است. تمام کارگران و کار فرمایان موظف هستند که از این قانون تبعیت کرده و به تمام موارد ذکر شده در آن به درستی عمل نمایند. در قانون کار کشور ما در خصوص بازنشستگی و از کار افتادگی نیز شرایط خاصی تعیین شده است. در ادامه این مقاله قصد داریم در خصوص بازنشستگی، از کار افتادگی و تفاوت این دو توضیحات مفیدی را در اختیار شما عزیزان قرار دهیم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
حتما شما نیز کم و بیش واژه از کار افتادگی را شنیدهاید، اما با مفهوم کلی آن به خوبی آشنایی ندارید. از کار افتادگی به معنای کاهش توان جسمانی کارگر میباشد، که باعث میشود نتواند به کار خود ادامه دهد. از کار افتادگی به دلیل وجود دو عامل مهم اتفاق میافتد. یکی از این عوامل کهولت سن کارگران میباشد. وقتی سن کارگر بالا میرود قطعا توان کاری او بسیار کاهش یافته و نمیتواند مانند سابق کار خود را انجام دهد.
عامل دیگری که باعث از کار افتادگی کارگران میشود بروز بیماری میباشد. ممکن است در حین کار کارگر دچار آسیب شود و یا به یک بیماری مبتلا شود. حال اگر هر کدام از این عوامل باعث از کار افتادگی کارگر شوند مطابق قانون میتواند از خدمات بیمه استفاده کند. یعنی دیگر نیازی نیست که فرد منتظر باشد تا به سن بازنشستگی برسد و میتواند از زمان از کار افتادگی خود تا پایان عمر حقوق مستمری از صندوق بیمه دریافت کند.
برای دریافت اطلاعات تکمیلی توصیه میکنیم مقاله از کار افتادگی را مطالعه فرمایید.
بازنشستگی همانطور که از نامش مشخص است به معنای تمام شدن سن کاری کارگران میباشد. مطابق قانون کار هر فرد میبایست سی سال سابقه بیمه کاری داشته باشد تا بتواند از صندوق بیمه حقوق دریافت کند. اگر فردی دارای چنین سابقهای باشد بازنشسته شده و میتواند حقوق مستمری خود را به صورت ماه به ماه دریافت نماید.
این سن برای انواع مشاغل مختلف بوده ولی سن بازنشستگی بیشتر مشاغل سی سال میباشد. شاید برایتان سوال شود که چرا این سن برای بازنشسته شدن افراد در قانون کار تعیین شده است؟ که پاسخ این پرسش بسیار ساده است. پس از سی کار سابقه کاری مسلما کارگر توان کاری بسیار کمی خواهد داشت و اگر هم بتواند کار کند مسلما مانند روز اول پر توان نمیباشد. پس بهترین سن برای بازنشستگی سی سال سابقه میباشد.
نکته حائز اهمیت این است که اگر فردی دارای سی سال سابقه کاری نباشد اما سن او به شصت سال برسد بازهم بازنشست خواهد شد اما حقوق مستمری او نسبت به دیگر افراد کمتر خواهد بود.
برای کسب اطلاعات تکمیلی مقاله شرایط بازنشستگی را مطالعه نمایید.
برای کسب اطلاعات تکمیلی مقاله سن بازنشستگی را مطالعه فرمایید.
بازنشستگی و از کار افتادگی هر دو عواملی هستند که باعث میشوند کارگر توان کاری نداشته باشد و نتواند مانند سابق به کار خود ادامه دهد. این دو عامل با وجود اینکه بسیار به هم شباهت دارند دارای تفاوتهایی نیز میباشند. در زیر تفاوت بازنشستگی و از کار افتادگی را ذکر کردهایم:
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تفاوت بازنشستگی با ازکارافتادگی، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تفاوت بازنشستگی با ازکارافتادگی پاسخ دهند.
سابقه بیمه برای بازنشستگی قانونی افراد چقدر است ؟
سابقه بیمه برای بازنشسته شدن هر فرد به صورت قانونی سی سال خواهد بود.
اگر فردی دارای یک سال سابقه بیمه باشد و از کار افتاده شود تکلیف چیست ؟
در این صورت فرد میتواند از خدمات و حقوق از کار افتادگی خود استفاده کند و سابقه کار کم نمیتواند مانع استفاده از خدمات بیمه توسط او شود.
دیوان عالی چیست؟ امروزه در سراسر کشور دادگاهها و محاکم قضایی زیادی تشکیل گردیدهاند تا قوانین کشور را به درستی اجرا نمایند. در تمامی محاکم قضایی یک رئیس وجود دارد که نظارت میکند تمام احکام و آرا صادر شده از طرف دادگاه مطابق قانون باشند. در واقع برای اجرای درست قوانین نیاز است که یک نهاد یا سازمان به عملکرد محاکم قضایی نظارت کند. یکی از نهادهایی که به عملکرد تمامی این محاکم رسیدگی میکند دیوان عالی کشور میباشد. در ادامه قصد داریم در مورد اینکه دیوان عالی کشور چیست و چه ساختاری دارد توضیحات مفید و مختصری را خدمت شما عزیزان ارائه دهیم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
دیوان عالی کشور یکی از نهادها و مراکز قضایی در کشور میباشد که وظایف متعددی دارد. دیوان عالی کشور معمولا در استان تهران (پایتخت) تشکیل میگردد. با این وجود در برخی موارد که قوه قضائیه صلاح بداند این مرجع در شهرستانها نیز تشکیل خواهد شد. دیوان عالی کشور وظایفی دارد که توسط قانونگذار تعیین گردیدهاند. دیوان عالی کشور مطابق نظر قانونگذار وظیفه دارد که به اجرا شدن صحیح تمام قوانین در محاکم دادگستری سراسر کشور نظارت کند.
این به این معنی است که دیوان عالی کشور به تمام آرا صادر شده توسط این محاکم نظارت کرده و چنانچه در پروندهای قوانین به درستی اجرا نگردیده باشند به مرجع قضایی مورد نظر این مسئله را ابلاغ خواهد کرد. دیوان عالی کشور در واقع بالاترین مرکز قضایی در کشور به حساب میآید که از برجستهترین و با سابقهترین قضات کشور تشکیل میگردد. دیوان عالی در همه جای کشور دارای یک رئیس میباشند که فردی مجتهد و عادل خواهد بود. رئیس دیوان این مرجع قضایی توسط قوه قضائیه انتخاب خواهد شد و تا ۵ سال در این سمت فعالیت خواهد کرد.
ساختار دیوان عالی کشور نسبت به دیگر مراجع قضایی کمی متفاوتتر میباشد. ساختار این مرجع قضایی به دو بخش شعبه و دادسرا تقسیم بندی میشود. شعب و دادسرای دیوان عالی کشور به شرح زیر میباشند:
شعب دیوان عالی کشور به دو بخش حقوقی و کیفری تقسیم بندی میشوند که هرکدام وظایف جداگانهای دارند. این دو شعبه جهت رسیدگی به فرجام خواهی در خصوص رای اصراری فعالیت میکنند. در شعبه حقوقی اساسا به فرجام خواهی از آرای حقوقی رسیدگی میشود. اما اگر رای اصراری بدون تجدید نظر برای امور حقوقی صادر شود و نسبت به آن درخواست فرجام خواهی شود هیات شعبه تشکیل و به این درخواست رسیدگی خواهند کرد. همچنین در شعبه کیفری نیز در کنار وظیفه اصلی یعنی فرجام خواهی از آرای کیفری اگر نسبت به رای کیفری اصراری بدون تجدید نظر درخواست فرجام خواهی شود هیات این درخواست را بررسی خواهد کرد.
دادسرا نیز بخشی از ساختار دیوان عالی میباشد. دادسرای دیوان عالی کشور از تعدادی معاون، دادیار، کارمندان قضایی و… تشکیل میشود که ریاست آن نیز بر عهده دادستان کل کشور خواهد بود. این دادسرا به دیوان عالی کمک میکند که وظایف خود را سریعتر به انجام برساند.
توصیه میکنیم مقاله مرجع فرجام خواهی را مطالعه فرمایید.
همانطور که در بالا گفته شد قوه قضائیه معمولا در تهران دیوان عالی کشور را تشکیل خواهد داد ولی در صورت لزوم این دیوان در شهرستانها نیز تشکیل میشود. در حال حاضر در استان تهران ۴۵ شعبه دیوان عالی تشکیل گردیده است که در حال فعالیت میباشند. در استان قم نیز پنج شعبه و در مشهد هم ۳ شعبه دیوان عالی تشکیل گردیده است. به طور کلی در سالهای آینده تعداد این شعب بیشتر خواهد شد.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص دیوان عالی کشور، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون دیوان عالی کشور پاسخ دهند.
دیوان عالی کشور توسط کدام دستگاه تشکیل میشود ؟
دیوان عالی کشور توسط دستگاه قضایی تشکیل میگردد.
ساختار دیوان عالی کشور به چند بخش تقسیم میشود ؟
ساختار دیوان عالی کشور به دو بخش شعب و دادسرا تقسیم خواهد شد.
منبع: دیوان عالی چیست
جلب متهم یعنی چه؟ موضوعی که در این مقاله قصد داریم به آن بپردازیم بحث جلب متهم میباشد. در ماده ۱۷۹ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است در صورت عدم حضور متهم، وی را جلب میکنند. همچنین ماده دیگری که میتوان در این راستا به آن استناد کرد ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری میباشد. اما نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که اصطلاح حقوقی جلب متهم از سایر اصطلاحات حقوقی مانند بازداشت متهم متفاوت میباشد. منظور قانون از جلب این است که متهم برای پارهای توضیحات دستگیر شود. به عبارت دیگر زمانی که متهم جلب شود آزادی رفت و آمد از او سلب میگردد. در ادامه به بررسی مطالب و نکات بیشتری در این خصوص میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
در درجه اول آن چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که ابتدا باید برای متهم احضاریه ابلاغ شود. اگر با وجود ابلاغیه او حضور پیدا نکند و همچنین عذر موجهی برای عدم حضور خودش نداشته باشد در این صورت است که شخص بازپرس یا دادیار پس از طی شدن مراحلی که ذکر شد دستور جلب صادر مینماید. ابتدا باید توجه کرد که عدم حضور با وجود عذر موجه است یا خیر. ممکن است برای شما این سوال ایجاد شود که منظور از عذر موجه چه عذری میباشد؟
در پاسخ به این سوال باید به ماده ۱۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم. در این ماده آمده است که متهم در صورت احضار باید حضور یابد مگر اینکه عذر موجهی داشته باشد.
مصادیق عذر موجه در قانون:
الف- احضاریه آنقدر دیر برسد که وقت تنگ شود و متهم زمان حضور پیدا نکند.
ب- بیماری متهم و یا نزدیکان درجه یک او مانند همسر یا فرزند.
پ- فوت همسر یا یکی از اقربا تا درجه سوم از طبقه دوم.
ت- وقوع حوادث مهم از قبیل بیماریهای واگیردار و بروز حوادث قهری مانند سیل و زلزله.
ث- در حبس بودن متهم.
ج – سایر مواردی که بازپرس آن را عذر موجه تشخیص دهد.
متهم در سایر موارد میتواند از بازپرس بخواهد که تحقیقات به وقفه بیفتد. بازپرس یک بار میتواند به او مهلت دهد.
توصیه میکنیم مقاله احضار متهم را مطالعه فرمایید.
پاسخ مثبت است. در پاسخ به این سوال باید به بیان این مطلب بپردازیم که در چه صورتی بدون اینکه متهم احضار گردد قانونگذار امکان جلب او را در نظر گرفته است. به همین منظور باید به ماده ۱۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم. در این ماده شرایطی بیان شده که در صورت تحقق بازپرس میتواند بدون احضار متهم او را جلب نماید:
الف – جرایمی با مجازات قانونی سلب حیات، قطع عضو و یا حبس ابد.
ب – معین نبودن محل اقامت، محل کسب و یا شغل متهم. بازپرس نیز موفق به شناسایی این موارد نشود.
پ – در جرائم تعزیری درجه پنج و بالاتر در صورتی که امکان مخفی شدن و تبانی متهم قوی باشد.
ت – افراد متهم به ارتکاب جرائم سازمانیافته و جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی.
توصیه میکنیم مقاله آخرین دفاع متهم را مطالعه نمایید.
تبصره ۳ ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی کیفری بیان میکند که ماموران برای این که برگ جلب را به متهم ابلاغ کند و او را جلب کند باید او را بیابند و برای یافتن او باید به محل اقامتش بروند. اما نکتهای که باید به آن توجه کنیم و بسیار حائز اهمیت است این است که برگه جلب به آنها این اجازه را نمیدهد که به محل اقامتش وارد بشوند و برای اینکه بتوانند به محل اقامتش ورود کند باید مجوز داشته باشند.
توصیه میکنیم مقاله حقوق متهم را مطالعه فرمایید.
در صورت فراری بودن متهم بازپرس حکم جلب را صادر و در اختیار ظابطین دادگستری میگذارد تا هرجا متهم را یافتند دستگیرش کنند. ذکر این نکته مهم به نظر میرسد که اگر متهم خود را به مقام قضایی تحویل دهد و با آنها همکاری نماید میتواند از دادگاه تقاضای تخفیف مجازات نماید.
به طور کلی جلب متهم باید در روز انجام شود اما در موارد استثنایی در شب نیز امکان جلب وجود دارد.
توصیه میکنیم مقاله بازجویی از متهم را مطالعه فرمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص جلب متهم، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون جلب متهم پاسخ دهند.
ثروت و دارایی هر فرد از جمله مواردی است که باعث میشود او در رفاه بیشتری زندگی کند و بتواند با استفاده از ثروتش بدهیها یا هرگونه خسارتی که به او وارد شده است را پرداخت کند. اما در برخی موارد دیده میشود که فرد توانایی پرداخت برخی موارد را ندارد و در واقع از نظر مالی در وضعیت خوبی نیست که در ادامه قصد داریم در مورد ثبت دادخواست اعسار توضیحات بیشتری را ارائه نماییم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
در برخی موارد دیده میشود که دادگاه حکمی را بر علیه فردی صادر میکند و او باید مبلغی را به شاکی خود بپردازد و یا اینکه فرد شکایتی را در دادگاه انجام داده است که توانایی پرداخت هزینه دادرسی آن را ندارد که در این صورت به فرد معسر گفته میشود. معسر در واقع کسی است که توانایی مالی ندارد و یا اینکه مالش در دسترس او قرار ندارد که در این موارد قانونگذاران قوانین زیادی را وضع نمودهاند.
یکی از این قوانین ثبت دادخواست اعسار میباشد. فرد میتواند در دادگاه اعلام کند که توانایی مالی برای پرداخت بدهی به شاکی و یا پرداخت هزینه دادرسی به دادگاه را ندارد که در این صورت هزینه برای او قسط بندی میشود.
برای مثال فردی توانایی پرداخت مهریه به همسرش را ندارد و دادخواست اعسار خود را به ثبت میرساند و دادگاه با توجه به شرایط مالی او اگر در وضعیت خوبی به سر نبرد مهریه را برای او قسط بندی میکند تا آسانتر بتواند آن را پرداخت کند.
ثبت دادخواست اعسار با توجه به نوع اعسار تفاوت خواهد داشت و هر فرد معسر میبایست با توجه به شرایط خود در زمان معینی دادخواست اعسارش را به ثبت برساند. اگر فرد توانایی پرداخت هزینه دادرسی را نداشته باشد میبایست از زمان ارائه دادخواست تا پایان زمان رسیدگی به آن دادخواستش را ثبت کند.
اما اگر فرد توانایی پرداخت بدهیاش را نداشته باشد بهتر است از زمانی که حکم بر علیه او صادر میشود به دادگاه اعلام کند که معسر است و دادخواست اعسار خود را به ثبت برساند. همچنین دادگاه پس از صدور حکم به فرد معسر یک ماه مهلت میدهد تا معسر بودن خود را اعلام نماید.
نکته مهم: چنانچه فردی معسر باشد میبایست دو شاهد را به دادگاه معرفی کند و تمامی اموال خود را به دادگاه اعلام نماید تا دادگاه دادخواست اعسارش را به ثبت برساند.
در زیر یک نمونه دادخواست اعسار را شرح دادهایم:
ریاست محترم مجتمع قضایی با سلام و احترام
اینجانب … به استحضارتان میرسانم که حکم صادره از دادگاه … بنده را محکوم به پرداخت مبلغ … به فرد شاکی به نام … نموده است. اینجانب با توجه به عدم توانایی مالی برای پرداخت بدهی از ریاست محترم مجتمع قضایی خواستارم که با توجه به ماده ۵۰۹ قانون آیین دادرسی درخواست اعسار بنده را ثبت نمایند تا بتوانم بدهی خود را پرداخت کنم.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص ثبت دادخواست اعسار، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون ثبت دادخواست اعسار پاسخ دهند.
معسر کیست ؟
معسر به کسی گفته میشود که توانایی پرداخت بدهی به شاکی یا پرداخت هزینههای دادرسی خود را ندارد.
پس از صدور حکم دادگاه معسر تا چه مدتی میتواند درخواست اعسارش را ثبت کند ؟
پس از صدور حکم دادگاه به معسر یک ماه مهلت میدهد تا درخواست اعسارش را ثبت کند.
منبع: دادخواست اعسار