در این مقاله قصد داریم قرار وثیقه را مورد بررسی قرار بدهیم. در این راستا با بررسی مواد قانون آیین دادرسی کیفری به بررسی نکات و مطالب بسیاری در خصوص این قرار میپردازیم که دانستن آن از اهمیت بسزایی برخوردار میباشد. اگر بخواهیم شمای کلی از قرار وثیقه را ترسیم کنیم باید بگوییم که هدف از صدور این قرار، گرفتن تضمین از فرد متهم است که با سپردن مبلغی پول یا سند، تعهد بدهد در صورتی که به مرجع قضایی احضار شد در این مرجع حاضر شود. در واقع متهم برای اینکه این تعهد را تضمین کند یک وثیقه میسپارد. قرار وثیقه در اصل شامل دو قرار جداگانه میباشد که در ادامه به بررسی آنها میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: قرار وثیقه چیست؟ قبولی آن چگونه صورت میگیرد؟ چگونه ارزیابی میشود؟
هنگامی که قرار وثیقه صادر میشود، متهم باید برای اینکه حضور در مراجع قضایی را تضمین کند وثیقهای بسپارد. شخصی که از متهم میخواهد که وثیقه را بدهد بازپرس میباشد.
سپردن وثیقه میتواند از طرف شخص ثالث صورت بگیرد در واقع لازم نیست که وثیقه توسط شخص معینی سپرده شود.
همان طور که پیشتر به این مسئله اشاره کردهایم مبلغ وثیقه یک مبلغ معین است منظور از معین بودن این است که نباید کمتر از خسارتی باشد که به مدعی وارد شده است. در خصوص این مطلب باید به ماده ۲۱۹ قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کنیم. در این ماده آمده است که در مواردی که دیه یا خسارت زیاندیده از طریق بیمه قابلجبران است، بازپرس با لحاظ مبلغ قابلپرداخت از سوی بیمه قرار تأمین متناسب صادر میکند.
شخصی که وثیقهگذار است فرصت دارد تا مدتی که قرار وثیقه اعتبار دارد از حق خود مبنی بر اینکه درخواست کند تا مال مورد وثیقه تعویض شود استفاده کند. نکتهای که باید در این خصوص به آن توجه کنید این است که نباید ارزش آن کمتر از مبلغی باشد که در قرار آمده است.
همانطور که بیان کردیم مالی باید به عنوان وثیقه معرفی شود. بعد از دریافت مبلغ وثیقه قراری صادر میشود به نام قرار قبول وثیقه. پیشتر بیان کردیم که سپردن وثیقه لازم نیست توسط شخص معینی انجام بشود. در اینجا باید اشاره کنیم که لازم نیست که وثیقه مال متهم باشد در واقع اگر یک شخص ثالث به جای متهم در مرجع قضایی حاضر شود و مال خودش را به عنوان وثیقه به این مرجع بسپارد هیچ اشکالی وجود ندارد.
برای اینکه به این سوال پاسخ دهیم باید به یکی از بندهای ماده ۲۱۷ اشاره کنیم. در ماده ۲۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است که، وثیقه میتواند وجه نقد، ضمانتنامه بانکی، مال منقول یا غیرمنقول باشد.
همان طور که اشاره شد مال منقول میتواند به عنوان وثیقه در نظر گرفته بشود در این خصوص باید بیان کنیم که در این صورت لازم است مکانی وجود داشته باشد که به منظور حفظ مال، مال منقول در آنجا نگهداری شود. اما اگر بخواهیم به رایجترین شکل وثیقه در دادگاه کیفری اشاره کنیم سند ملکی و وجه نقد رایج، بیشترین کاربرد را دارد.
هنگامی که یک مال به وثیقه گذاشته میشود به هزینه شخصی که وثیقه گذاشته است و توسط کارشناس دادگستری، ارزیابی بهای آن صورت میگیرد. سپس نظر کارشناس اعلام میشود و اگر ارزشاش مساوی میزان موردنظر بازپرس باشد مال مورد وثیقه ضبط میشود. اگر مال مورد وثیقه غیرمنقول باشد و همچنان ارزشاش از نظر مالی مساوی میزان وثیقه باشد، توقیف میشود. بعد از اینکه در دفتر املاک درج شد مراتب به اطلاع اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع ملک میرسد. پس از ضبط یا توقیف مال مورد وثیقه، قرار قبولی وثیقه صادر میشود.
چنانچه فرد به تعهدات خود طبق نظر بازپرس عمل نماید و در جلسات دادرسی حضور یابد پس از صدور حکم دادگاه ، وثیقه آزاد میشود.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص قرار وثیقه، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون وثیقه پاسخ دهند .
مستثنیات دین به چه اموالی گفته می شود؟ در بسیاری از دعاوی حقوقی دادگاه به موجب حکم قطعی شخص را محکوم به پرداخت وجهی میکند که فرد مکلف است ظرف ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجراییه وجه مورد نظر را به محکومعلیه پرداخت کند. اما اگر شخص در مهلت مقرر شده وجه را پرداخت نکند، مامور اجرای احکام دادگاه اقدام به توقیف اموال شخص و فروش آنها میکند، اما برخی اموال وجود دارند که دادگاه به هیچ عنوان حق فروش و یا توقیف آنها را ندارد که در قانون به این دست از اموال، مستثنیات دین میگویند. در این مقاله به بررسی این اموال میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: مستثنیات دین به چه اموالی گفته میشود
اموالی است که قانونگذار، آنها را از لوازم امرار معاش و ضروری برای کار یا زندگی فرد محسوب و درنتیجه، آنها را در شمار مستثنیات قرار داده است، بدین معنی که نمیتوان حکم را از محل توقیف و فروش آن اموال اجرا کرد.
در این خصوص باید توجه داشت که:
۱.اجرای حکم، ناظر به عین متعلق به محکومله است: دراین صورت مال قابل توقیف است و با مستثنیات دین مواجه نیستیم. برای مثال اگر یخچال متعلق به شخصی، در تصرف غیر باشد و مالک بخواهد آن را مسترد کند خوانده نمیتواند به این استناد کند که یخچال در شمار مستثنیات است.
۲.اجرای حکم، ناظر به عین متعلق به محکومله نیست: دراین صورت با مستثنیات دین مواجه هستیم یعنی اجرای حکم از مستثنیات امکانپذیر نیست. برای مثال اگر محکومله ده میلیون طلبکار باشد برای وصول طلبش از محکومعلیه نمیتواند یخچال خانه بدهکار را توقیف کند.
برای اطلاع از شرایط لازم جهت توقیف اموال برای مهریه کلیک کنید.
۱.فقط ناظر به شخص حقیقی است.
۲.محدودیتهای مستثنیات دین در احکام جزایی مبنی بر استرداد، ضبط یا مصادره اموال محکومین راه ندارد.
۳. قواعد مستثنیات در اجرای احکام داوری، گزارش اصلاحی و احکام صادره از هیات تشخیص و هیات حل اختلاف کار که اجرای آن توسط دادگاههاست، باید رعایت شود.
۴.قواعد مستثنیات در خصوص تامین خواسته نیز اجرا میشود.
۵.اگر خود محکومعلیه راضی به توقیف مالی شود که از مصادیق مستثنیات دین است دراین صورت، آن مال از شمار مستثنیات دین خارج محسوب و قابل توقیف میشود.
۶.قواعد مستثنیات فقط در زمان حیات محکومعلیه اجرا میشود.
۷.سهمالارثی که به شخص بدهکار میرسد میتواند از جانب طلبکاران توقیف شود مگر اینکه به دلیل تنگدستی و نیاز وی جزو مستثنیات دین قرار گیرد.
۸.اگر مستثنیات دین تغییر ماهیت دهند مثلا خانهای در طرح عمرانی دولت تخریب شود و دولت پول آن را بپردازد سبب خروج آن از شمار مستثنیات دین است. مگر اینکه محرز شود که آن مبلغ برای تهیه خانه دیگری تخصیص یافته است.
۱.مسکن محکومعلیه و افراد تحت تکفل او با رعایت شئون عرفی و اجتماعی محکومعلیه هنگام اعسار.
۲.اثاثیه مورد نیاز ضروری برای زندگی محکومعلیه، خانواده و افراد تحت تکفل او.
۳.آذوقه موجود به قدر احتیاج محکومعلیه و افراد تحت تکفل وی و در زمان عرفی ذخیره آذوقه.
۴.کتب و ابزار علمی و تحقیقاتی اهل علم و تحقیق.
۵.وسایل و ابزار کار کسبه، پیشهوران، کشاورزان و سایر ابزاری که برای امرار معاش محکومعلیه و افراد تحت تکفل او ضروری است. محل کار بر خلاف ابزار کار، در شمار مستثنیات نیست مثل مغازه.
۶.تلفن مورد نیاز و استفاده مدیون.
۷.مبلغی که مستاجر در ضمن عقد اجاره به موجر میپردازد. مشروط بر اینکه موجب اعسار مستاجر نگردد. اما اگر این مبلغ اضافه بر نیاز مستاجر باشد توقیف میشود.
برای آشنایی بقا نحوه پرداخت بدهی شرکت سهامی کلیک کنید.
۱.مرجع تشخیص این امر که آیا مالی در شمار مستثنیات است یا نه، دادگاه اجراکننده حکم است.
۲.مرجع تشخیص این امر که آیا مال معرفی شده، متناسب با شئون عرفی محکومعلیه است یا خیر، دادگاه صادرکننده حکم قطعی است.
البته در مواردی مثل اجرای آرای داوری یا اجرای آرای هیاتهای تشخیص و هیاتهای حل اختلاف اداره کار، بهدلیل آن که این آرا توسط دادگاه صادر نشده، تشخیص متناسب بودن یا نبودن اموال توقیفی با شئون عرفی محکومعلیه توسط همان دادگاه اجرا کننده حکم به عمل میآید.
۳.اگر مال توقیف شده مورد نیاز محکومعلیه باشد اما بیش از شئون متعارف وی باشد و قابل تجزیه هم نباشد، آن مال فروخته میشود و از حاصل فروش، مبلغی معادل تهیه مالی متناسب با شئون عرفی به او داده میشود و بقیه توقیف میگردد.
۴.تصمیم دادگاه درخصوص موارد فوق قابل اعتراض نیست.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص مستثنیات دین، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون مستثنیات دین پاسخ دهند .
شورای حل اختلاف به منظور صلح و سازش و حل اختلاف موجود بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی ایجاد شده است. همانطور که از نام آن مشخص است شورا یک نهاد قضایی است و یک نوع دادگاه محسوب نمیشود با این وجود شورای حل اختلاف صلاحیت رسیدگی در برخی موضوعات را دارد و ساختار مخصوص به خود را دارا است که به آن میپردازیم.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: شورای حل اختلاف ؛ نحوه رسیدگی و دعاوی مطروحه در آن چه ویژگیهایی دارند؟
شورا مرجعی تحت نظارت قوه قضاییه است که نسبت به ایجاد صلح و سازش بین طرفین تلاش میکند یا به برخی امور و اختلافات نسبتا جزیی فیمابین اشخاص رسیدگی میکند.
شورا هم دارای قاضی است و هم دارای اشخاصی به نام عضو شورا است قاضی شورا میتواند از بین قضات شاغل یا بازنشسته باشد.
۱.دعاوی مالی، راجع به اموال منقول تا دویست میلیون ریال.
۲.تمام دعاوی مربوط به تخلیه عین مستاجره غیر از دعاوی سرقفلی و حق کسب و پیشه.
۳.دعوای تعدیل اجارهبها به شرطی که در اصل رابطه استیجاری، اختلافی نباشد.
۴.صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن.
۵.ادعای اعسار از تادیه محکومبه، اگر شورا نسبت به اصل دعوا رسیدگی کرده باشد.
۶.دعاوی خانواده راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا دویست میلیون ریال در صلاحیت شوراست مگر آنکه دادگاه خانواده در قالب صدور حکم طلاق یا گواهی عدم امکان سازش راجع به این امور تعیین تکلیف کرده باشد.
۷.جرائم تعزیری که صرفا مستوجب مجازات نقدی درجه هشت باشد.
۸.تامین دلیل.
موارد ذیل حتی درصورت تراضی طرفین، قابل رسیدگی در شورا نیست:
۱.دعاوی که در آن یک طرف یا طرفین آن، شخص یا اشخاص حقوقی دولتی باشند.
۲.دعاوی راجعبه اموال عمومی و دولتی.
۳.اختلاف در اصل نکاح، اصل طلاق، فسخ نکاح، رجوع، نسب.
۴.اختلاف در اصل وقفیت، وصیت، تولیت.
۵.دعاوی راجعبه حجر و ورشکستگی.
۶.اموری که بهموجب سایر قوانین، در صلاحیت مراجع اختصاصی یا مراجع قضایی غیردادگستری است.
۱.رسیدگی در شورا مستلزم درخواست متقاضی است.
۲.این درخواست باید موارد ذیل را دارا باشد:
الف. نام، نام خانوادگی، مشخصات و نشانی طرفین دعوا.
ب. موضوع خواسته یا درخواست.
ج. تقویم خواسته در امور مالی.
د. دلایل و مستندات درخواست یا شکایت.
۳.دادخواست باید به تعداد خواندگان باشد و یک نسخه هم برای تحویل به شورا لازم است.
۴.طرفین میتوانند در شورا وکیل معرفی کنند؛ وکالت در شورا نیازمند پروانه وکالت است.
۵.جلسات شورا با حضور تمام اعضا رسمیت مییابد و نظر مشورتی اکثریت اعضا، ملاک اعتبار است.
۶.شورا میتواند در حیطه صلاحیت خود، دستور موقت یا تامین خواسته صادر کند.
برای آشنایی با نحوه ثبت شکایت در شورای حل اختلاف کلیک کنید.
۱.هزینه دادرسی در شکایات کیفری معادل هزینه دادرسی در محاکم است.
۲.هزینه دادرسی در دعاوی غیرمالی معادل هزینه دادرسی در محاکم میباشد.
۳.هزینه دادرسی در دعاوی مالی معادل نصف هزینه دادرسی در محاکم است.
۴.رسیدگی به درخواست صلح و سازش که با تراضی طرفین در شورا مطرح شده است بدون هزینه دادرسی است.
۵.هزینه دادرسی اعتراض به آرای شورا در دادگاه عمومی معادل هزینه دادرسی طرح دعوا در دادگاه عمومی است.
۱.آرای صادره توسط شورا حسب مورد قابل تجدیدنظرخواهی در نزد دادگاه عمومی، حقوقی یا کیفری همان حوزه قضایی است.
۲.اگر آرای شورا به صورت غیابی باشد در همان شورای حل اختلاف قابل واخواهی است.
۳.آرای شورا قابل فرجامخواهی نیست. برای آشنایی با فرجام خواهی کلیک کنید.
۴.آرای شورا در همان شورای حل اختلاف قابل اعاده دادرسی و اعتراض ثالث است.
۵.گزارش اصلاحی شورا قابل اعتراض نبوده و قطعی است.
۱. اجرای احکام صادره از شورا نیازمند طی مراتب ذیل است:
الف. درخواست ذینفع ب. دستور قاضی ج. صدور اجراییه
۲. اجرای آرای شورا در امور مدنی و کیفری تابع قانون اجرای احکام مدنی، قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی و مقررات اجرای کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری است.
۳. شورا دارای واحد اجرای احکام است و واحد اجرای احکام شورا دارای قاضی مجری حکم است.
۴. گزارش اصلاحی تنظیمشده توسط شورا نیز به دستور قاضی شورا توسط واحد اجرای احکام شورا، اجرا میشود.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص شورای حل اختلاف، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون شورای حل اختلاف پاسخ دهند .
تقسیم اموال بعد از طلاق یکی از مهم ترین مباحث در فرایند پیچیده و طولانی مدت طلاق است. در این مقاله تمام ابعاد این موضوع را بررسی میکنیم. به خصوص سعی داریم به طور دقیق به بررسی مواد قانونی بپردازیم تا در نهایت به نگاه جامعی نسبت به این عنوان دست یابیم. توصیه می کنیم مقاله مشاوره طلاق را مطالعه نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: تقسیم اموال بعد از طلاق
در سند ازدواج میتوان هر شرطی که خلاف قانون و خود ازدواج نباشد درج نمود. مثل اینکه زن وکالت در طلاق را بگیرد تا بتواند خود را به راحتی مطلقه سازد. یا مثلا اینکه چنانچه شوهر سه ماه خانه و زندگی خود را رها کند زن بتواند طلاق گیرد.
در ابتدای ماده به طور صریح بیان شده است که زوج و زوجه یعنی مرد و زن میتوانند بر روی شرایطی توافق کنند. حال یک نکته مهم باید رعایت شود و آن هم مخالف نبودن این شروط با خود عقد ازدواج است. مثلا اگر شرط شود که رابطه جنسی در ازدواج نباشد به علت مخالف ذات ازدواج بودن، باطل است. در اینجا با موضوع شرایط ضمن عقد رو به رو میشویم یکی از این شرایط، شرط تنصیف دارایی میباشد.
برای مطالعه مقاله شرط عدم نزدیکی در نکاح کلیک فرمایید.
در سندهای ازدواج آمده است که هر گاه طلاق بنا به در خواست زوج باشد و برای دادگاه محرز نشود که تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظائف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی بوده است، مرد به دستور دادگاه موظف میشود تا نصف دارایی موجود را که در زمان زناشویی با زن به دست آمده یا معادل آن را به زن بدهد. این بند از سند ازدواج را به طور مفصل بررسی میکنیم.
1-در ابتدا باید حتما به این نکته توجه کرد که زوج یعنی مرد باید این شرط را پذیرفته باشد. یعنی باید این شرط را امضاء کرده باشد.
2- دادخواست طلاق باید از طرف زوج یعنی مرد باشد. اگر دادخواست طلاق از طرف زوجه یعنی زن باشد این شرط تحقق نمییابد.
3- این شرط تنها در صورتی تحقق مییابد که زوج بعد از ارائه دادخواست طلاق در دادگاه نتواند تخلف زن از وظائف همسری یا سوءاخلاق و رفتار او را اثبات کند. به عنوان مثال، علت دادخواست طلاق زوج، تخلف زن از وظائف همسری باشد و نشوز زن و عدمتمکین او اثبات شود، این شرط تحقق پیدا نمیکند.
4- در متن از عبارت (تا نصف دارایی ) استفاده شده است. منظور از تا نصف دارایی، تا سقف 50 درصد است. هم چنین با عبارت مهم دیگری رو به رو هستیم و آن هم (طبق نظر دادگاه ) است و این عبارت به معنای این است که دادگاه با توجه و با بررسی شرایط باید این مقدار را تعیین کند.
5- حال باید به این سوال پاسخ بدهیم که کدام دسته از اموال مشمول این شرط میشود؟ اموالی مشمول این شرط میشود که حاصل زندگی زوج با زوجه باشد. با توجه به این پاسخ در مییابیم که دارایی زوج قبل از عقد هم چنین ارث را شامل نمیشود. هم چنین این اموال باید در ملکیت زوج باشد بنابراین اموالی که از ملکیت خارج شدهاند را شامل نمیشود. به زبان سادهتر اموالی را شامل میشود که در زمان طلاق موجود باشد.
برای اطلاع کامل درباره حقوق مالی زن در زندگی مشترک کلیک کنید.
تعریف واژههای نشوز و تمکین را میتوان به این شکل بیان کرد که در معنای کلی تمکین، اطاعت زن از شوهر است. درواقع منظور از این اطاعت تامین نیازهای زناشویی مرد توسط زن است و زن ناشزه زنی است که از شوهر خود تمکین نمیکند. نتیجتا، نشوز و تمکین دو واژه در برابر هم هستند.
این شرط تقسیم اموال که در سند ازدواج آمده است به دلیل وابسته بودن به نظر دادگاهها و همچنین نیاز به اثبات موارد متعدد غالبا هرگز عملی نمیشود. اگر در سند ازدواج به شکل شرط ضمن عقد طرفین توافق کنند که بعد از طلاق داراییهای آنان نصف شود بسیار راحتتر محقق میشود. چراکه نیاز به اثبات امری در دادگاه و سایر پیچیدگیهای فوق الذکر را ندارد. توصیه میکنیم در این خصوص با وکیل دادگستری مشورت نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص تقسیم اموال بعد از طلاق، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تقسیم اموال بعد از طلاق پاسخ دهند .
طلاق با بخشیدن مهریه موضوعی است که ابهامات بسیاری را شامل میشود. ماده ۱۰۷۸ قانون مدنی مهریه را به این شکل تعریف کرده است، (هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد میتوان مهر قرار داد.) با استناد به ماده ۱۰۸۲ میتوان به طور صریح بیان کرد که، (به مجرد عقد، زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.)
همچنین این حق برای زن در ماده ۱۰۸۵ در نظر گرفته شده است، (زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.) یعنی از حق حبس استفاده کند و تا تمام مهریه حال او پرداخت نشده است از تمکین خود داری کند و همچنان مستحق دریافت نفقه میباشد. برای کسب اطلاعات بیشتر مقالههای مشاوره طلاق و انواع تمکین را مطالعه نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی در زمینه طلاق و مهریه می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: طلاق با بخشیدن مهریه
برای بررسی اینکه آیا رابطهای میان مهریه و حق طلاق وجود دارد یا خیر ابتدا باید این دو مفهوم را به طور جداگانه تعریف کنیم، تعریف مهریه به این شکل بیان شده است: آن مالی است که پس از وقوع عقد ازدواج در مالکیت زن قرار میگیرد (به مجرد عقد زن مالک مهر میشود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.) اما طلاق به معنای جدایی زوجین اسنت که زن طی پروسه طلاق میتواند تقاضای پرداخت مهریه نماید.
همچنین به حق طلاق در قانون مدنی به این شکل اشاره شده است که: مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید. این حق طلاق در مواردی برای زنان در قانون در نظر گرفته شده است در مواردی مثل اینکه زن در شرایط عسر و حرج زندگی کند (شرایط عسر و حرج شرایطی است که زندگی برای زن با سختی و مشقت همراه باشد)، هم چنین در مواردی که مرد چهار سال غیبت کند و یا از پرداخت نفقه به همسرش خودداری نماید. همان طور که مشاهده شد هیچ ارتباطی میان مهریه و حق طلاق وجود ندارد. براس کسب اطلاعات بیشتر در مورد طلاق غیابی کلیک کنید.
برخی از حقوقدانان معتقدند هنگامی که زنی در برابر طلاق گرفتن از همسر خود، به صورت توافقی مهریه خود را به او میبخشد و بذل میکند در واقع عمل هبه را انجام میدهد و در قانون مدنی در ماده ۷۹۵ هبه به این شکل تعریف شده است:
(هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک میکند تملیک کننده واهب طرف دیگر را متهب، مالی راکه مورد هبه است عین موهوبه میگویند.) سوألی که ممکن است برای ما ایجاد شود این است که اگر زنی که مهر خود را به همسرش ببخشد میتواند از هبه رجوع کند یا خیر؟
در خصوص طلاق با بخشیدن مهریه باید به بحث بذل مهریه توسط زن برای طلاق گرفتن از همسرش اشاره کنیم به همین منظور به بررسی دو نوع از طلاق میپردازیم که در این گونه از طلاقها بذل مهریه توسط زن صورت میگیرد نوع اول به این شکل در ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی بیان شده است:
(طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق میگیرد اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.)
و نوع دوم در ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی بیان شده است:
(طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.) عبارت (باید زائد بر میزان مهر نباشد) به این معنا است که مبلغی که زن به مرد میدهد نباید بیشتر از میزان مهریه باشد. حال اگر زن در دوران عده طلاق ( مدت زمانی است که زن بعد از طلاق خود همسر خود نمیتواند ازدواج مجدد انجام دهد ) از بذل مهریه خود رجوع کند، طلاق بی اثر میشود و انگار اصلاً وجود نداشته است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد طلاق توافقی کلیک کنید.
عموما در طلاق توافقی نمیتوان از بخشش مهریه رجوع کرد.
پیشتر به بیان تعریف هبه پرداختیم در خصوص انواع بخشش و بذل مهریه میتوان به سه مورد اشاره کرد نوع اول بر بخشش مهریه به صورت غیر معوض است به این معنا که در برابر بخشش مهریه چیزی توسط زن دریافت نمیشود. نوع دوم یعنی هبه معوض در صورتی توسط زن صورت میگیرد که در برابر آن انجام کار یا عدم انجام کاری را درخواست کند و در خصوص آخرین مورد باید گفت که ابراء به معنای اسقاط دین میباشد.
موضوع مورد بحث ما در خصوص هبه معوض است. همان طور که پیشتر بیان شد در دوران عده زوجه یعنی زن میتواند از هبه معوض خود رجوع کند و این امر یک استثنا در هبه معوض میباشد چرا که در سایر موارد هبه معوض قابل رجوع نمیباشد.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص طلاق با بخشیدن مهریه، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون طلاق پاسخ دهند .
برای دریافت مشاوره حقوقی در زمینه طلاق و مهریه می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.