طلاق غیابی یکی از انواع طلاق میباشد و پیش از بیان هر نکتهای باید بگوییم که طلاق در لغت به معنای متارکه و جدایی و در اصطلاح حقوقی به معنای پایان ازدواج به صورت قانونی میباشد هنگامی که رابطه زوجیت میان مرد و زن شکل میگیرد و آنها وارد زندگی مشترک میشوند و در واقع از زمانی که عقد نکاح منعقد میشود، حقوق و تکالیفی بر عهده آنها قرار میگیرد برای استحکام روابط زناشویی این حقوق و تکالیف باید به نحو احسن انجام شوند؛ در صورتی که حقوق و تکالیف را نسبت به یکدیگر انجام ندهند مبحث طلاق مطرح میگردد. توصیه میکنیم مقاله مشاوره طلاق را مطالعه نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی در زمینه طلاق می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: طلاق غیابی
هر دعوایی که در دادگاه مطرح می شود دو طرف دارد خواهان و خوانده اگر خواهان به دادگاه مراجعه کند و دعوا را علیه خوانده مطرح نماید دادگاه به منظور اطلاع دادن به خوانده از وجود چنین دعوایی برای او ابلاغیه صادر می کند حال اگر این ابلاغیه به هر دلیلی به دست خوانده نرسیده باشد و خوانده در جلسه دادگاه نیز حضور پیدا نکند، در نتیجه در این دادگاه خوانده محکوم می شود، و این رأی، رأی غیابی خواهد بود. توصیه می کنیم مقاله طلاق توافقی را مطالعه نمایید.
در ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی بیان شده است که (مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.) مطابق این ماده حق طلاق در قانون مدنی به مرد داده شده است بنابراین اگر زوجه یعنی زن در دادگاه حاضر نشود دادگاه رأی طلاق را به نفع مرد صادر میکند توجه کنید که رأی طلاق صادر می شود اما مرد برای اینکه بتواند این طلاق را ثبت کند باید تمام حقوق مالی زن را تأمین کند و اگر به هر دلیلی رأی دادگاه رأی غیابی باشد زن در مدت ۲۰ روز می تواند واخواهی کند، واخواهی به معنای اعتراض شخصی می باشد که دادگاه او را محکوم علیه تشخیص داده در حالی که او غایب بوده است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد واخواهی کلیک کنید.
اگر زن به دادگاه مراجعه کند و علیه زوج در خصوص طلاق اقامه دعوا نماید باید بتواند در دادگاه دلایل خود را مطابق قانون ثابت کند زیرا همانطور که بیان شد حق طلاق در قانون مدنی در ماده ۱۱۳۳ به مرد داده شده است بنابراین درخواست طلاق باید براساس دلایل موجهی باشد در این صورت برای خوانده ابلاغیه صادر می شود و اگر ابلاغیه به هر دلیلی به دست مرد نرسد و او در جلسه دادگاه حضور پیدا نکند و لایحه خود را ارائه ندهد.
رأی دادگاه رأی غیابی خواهد بود. در تبصره ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی بیان شده است که (زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (۱۱۱۹)، (۱۱۲۹) و (۱۱۳۰) این قانون، از دادگاه تقاضای طلاق نماید.) حال به بررسی این مواد قانونی می پردازیم.
ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی بیان می کند که (طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا درمدت معینی غائب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد.) منظور این ماده شروط ضمن عقد و وکالت دادن به زن در طلاق است .
از دیگر مواد قانونی مرتبط با طلاق غیابی ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی است که به این شرح می باشد (در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق مینماید همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.) این ماده مربوط پرداخت نکردن نفقه می باشد چه از روی ناتوانی چه زمانی که مرد از پرداخت آن درصورت استطاعت مالی امتناع می کند. برای اطلاع از طلاق در صورت بخشیدن مهریه کلیک کنید.
ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی به نکته ای اشاره می کند که در مبحث طلاق غیابی از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد به این شرح که (در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی میتواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنان چه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه میتواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده میشود.
عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامهی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب میگردد:
۱- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
۲- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است. در صورتی که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک، مجدداً به مصرف موارد مذکور روی آورد، بنا به درخواست زوجه، طلاق انجام خواهد شد.
۳- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
۴- ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
۵- ابتلای زوج به بیماریهای صعبالعلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعبالعلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.) با استناد به مطالبی که بیان شد و با بهره بردن از مشاورههای حقوقی میتوانید فرایند طلاق غیابی را با سهولت پشت سر بگذارید. برای اطلاع از نحوه تقسیم اموال بعد از طلاق کلیک کنید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص طلاق غیابی، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون طلاق پاسخ دهند .
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری در زمینه طلاق میتوانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
انواع تمکین در قانون مورد بررسی قرار گرفته است. پیش از پرداختن به موضوع تمکین و انواع آن معنای لغوی این کلمه را بررسی میکنیم که عبارت است از قبول کردن و فرمان کسی را پذیرفتن. در ماده 1102 قانون مدنی بیان شده است که (همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار میشود.) همانطور که مشاهده میکنید در قانون مدنی به طور صریح به این واژه یعنی تمکین، اشاره نشده است اما در ماده 4 قانون حمایت از خانواده که مصوب سال 1391 است از این واژه یاد شده است به این شکل که رسیدگی به مسئله تمکین و نشوز را در صلاحیت دادگاه خانواده دانستهاند. توصیه میکنیم مقالات تمکین و نشور چیست و مشاوره طلاق را مطالعه نمایید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: انواع تمکین
اگر بخواهیم به معنا و مفهوم کلی تمکین عام اشاره کنیم باید این نوع از تمکین را اطاعت کردن زن از شوهر در نظر بگیریم در واقع در تمکین عام زوجه یعنی زن ریاست شوهرش بر خانواده را میپذیرد و در این صورت زن میبایست وظائف خود را در حدود قانون و عرف نسبت به همسر خود انجام دهد. از این تعریف در مییابیم که اگر مرد درخواستهایی از همسر خود داشته باشد که برخلاف قانون و عرف باشند در این صورت زن تکلیفی برای اطاعت از شوهر خود نخواهد داشت. در قانون مدنی به طور صریح به مسئله تمکین اشاره نشده است اما از مواد آن میتوان احکام قانونی در خصوص تمکین را استنباط کرد.
به عنوان مثال متن ماده 1108 قانون مدنی به این شرح است که (هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظائف زوجیت امتناع کند مستحق دریافت نفقه نخواهد بود.) این ماده دلالت بر نشوز ( عدم تمکین ) دارد. هم چنین در ماده 1105 قانون مدنی بیان شده است که در (روابط بین زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.) لازم است که اشاره کنیم به مصداق تمکین عام که در قانون از آن یاد شده است: (زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آنکه اختیار تعیین منزل به زن اعطاء شده باشد.) برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نفقه فرزند کلیک کنید.
مسئلهای که در تمکین خاص مطرح است اطاعت کردن زوجه از زوج در مسائل زناشویی و جنسی است و زن تنها در مواردی میتواند نسبت به این نوع از تمکین ممانعت کند که مانع شرعی و موجهی برای عدم تمکین داشته باشد و یا اینکه این نوع از تمکین موجب زیان شود.
در ماده 1108 قانون مدنی بیان شده است که اگر زن از انجام وظائف زوجیت امتناع کند استحقاق دریافت نفقه را ندارد. این نکته حائز اهمیت است که اگر زن در صورت امتناع عذر موجهی داشته باشد در این حالت هم چنان مستحق دریافت نفقه میماند. ضمانت اجرای دیگر الزام زوجه به تمکین است و این الزام زمانی تحقق مییابد که زوجه برای عدم تمکین دلیل موجه نداشته باشد. ضمانت اجرای بعدی اجازه ازدواج دوم به مرد است و ضمانت اجرای چهارم محروم کردن زوجه از دریافت اجرت المثل است. اجرت المثل به این معنا میباشد که اگر شرع انجام کارهایی را بر عهده زن نگذاشته باشد و هم چنین در عرف برای انجام این کارها اجرت تعیین نشده باشد در این صورت اجرت المثل در نظر گرفته میشود.
برای آشنایی بیشتر با اجرت المثل ایام زوجیت و مصادیق آن مقاله مربوطه را مطالعه نمایید.
برای مشاهده نمونه دادخواست اجرت المثل ایام زوجیت کلیک فرمایید.
در خصوص مبحث انواع تمکین باید اشاره کنیم به موقعیتی که در آن زن میتواند از حق حبس استفاده کند به عبارت دیگر زن این حق را دارد که بگوید تا مهریه دریافت نکند، وظائف خود را نسبت به شوهرش انجام نمیدهد. در این مورد اگر زنی از حق حبس استفاده کرده باشد و تمکین نکند، این امر مانع از استحقاق او برای دریافت نفقه نمیباشد. استفاده از حق حبس برای زنانی قابل اعمال است که باکره باشند و تمکین نکرده باشند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد توقیف اموال برای مهریه کلیک کنید.
برای کسب آگاهی در خصوص حق حبس زوجه و مصادیق آن کلیک فرمایید.
همچنین در خصوص موضوع انواع تمکین لازم است اشاره کنیم که در مواردی عدم تمکین با دلایل موجه بلامانع است که در ادامه به این موارد اشاره میکنیم.
1- زن در دوره عادت ماهانه باشد یا در دوره نفاس. دوره نفاس 6-4هفته بعد از زایمان است.
2- طبق ماده 1127 قانون مدنی، مرد بیماریهای مقاربتی داشته باشد.
3- زن از حق حبس استفاده کرده باشد و این حق حبس در صورتی قابل اعمال است که زوجه باکره باشد.
4- ثابت شود که سکونت زن در منزل شوهر ضرر و زیان مالی، شرافتی و بدنی دارد.
5- زن ثابت کند منزلی که شوهرش برای او تعیین کرده است مناسب شأن او نیست.
بیشتر بخوانید : موارد موجه عدم تمکین
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص انواع تمکین، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون تمکین و انواع آن پاسخ دهند .
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
دعوای اعتراض شخص ثالث به چه صورت ایجاد می شود؟ همانطور که میدانید هرگاه فردی در دادگاه طرح دعوا مینماید قاضی ادعای او را بررسی کرده و در خصوص آن ادعا حکمی را صادر خواهد کرد. احکامی که در دادگاه صادر میشوند بر اساس شرایط و مدارک موجود صادر گردیدهاند و قاضی تا حد امکان سعی میکند حکمی را صادر کند که از هر نظر برای هردو فرد خوانده و خواهان مناسب باشد. اما گاهی پیش میآید که اشخاص به حکم صادره از طرف قاضی اعتراض میکنند. اعتراض شخص ثالث نیز یکی از همین موارد میباشد. در ادامه این مطلب قصد داریم در خصوص دعوای اعتراض شخص ثالث توضیحات مفصلی را در اختیارتان قرار دهیم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: دعوای اعتراض شخص ثالث
دعوای اعتراض شخص ثالث یکی از دعاوی مطرح شده در دادگاهها میباشد که امروزه شاهد آن هستیم. شخص ثالث به شخصی گفته میشود که حقوق او در میان شکایت و صدور حکم برای دو فرد دیگر ضایع شده است و از بین رفته است. به عنوان مثال خوانده و خواهان در دادگاه طرح دعوا نمودهاند و قاضی نیز در خصوص دعوای آنها حکمی را صادر کرده است.
اما در این میان این حکم به ضرر شخص ثالث است و باعث میشود حقوق او از بین برود. حال اگر شخص ثالث از صدور این حکم مطلع شود میتواند به دادگاه صادر کننده حکم مراجعه کند و نسبت به حکم صادره اعتراض نماید. دعوای اعتراض شخص ثالث برای دفاع از حقوق خود دارای شرایط و قوانین خاص خود میباشد.
در ماده 417 آیین دادرسی مدنی اعتراض شخص ثالث تعریف شده است. در صورتی که یک رای صادر شود و به موجب آن به حق شخصی به غیر از اصحاب دعوا خللی وارد گردد آن فرد میتواند اعتراض نماید. این اعتراض دارای انواعی است از جمله:
1/ شخص ثالث اصلی: اعتراض شخص ثالث نسبت به رای یا حکمی که حق او را پایمال میکند.
2/ شخص ثالث طاری: در صورتی که در دعوا یکی از اصحاب دعوا برای دفاع از خود به یک رای که در دادگاهی دیگر صادر شده استناد کند طرف دیگر دعوا میتواند نسبت به این موضوع اعتراض کند. یعنی به اینکه فرد به رای صادره از دادگاه دیگری استناد کرده اعتراض کند.
با توجه به تعریفی که در ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی برای اعتراض ثالث ذکر شده است میتوان گفت برای این اعتراض دو شرط مهم وجود دارد:
1/ عدم حضور شخص ثالث در جلسات دادگاه به عنوان اصحاب دعوا.
طرح دعوا توسط شخص ثالث میبایست در چهارچوب خاص خود صورت بگیرد. شخص ثالث برای اقامه دعوا میبایست ابتدا به دادگاهی که حکم از طرف آن صادر شده است رجوع کند. پس از رجوع به دادگاه نیز میبایست شخص ثالث دادخواستی را ارائه کند و طی ارائه آن از قاضی بخواهد که حقوق او را در نظر بگیرد و حکم را تغییر دهد. در این صورت قاضی دادخواست او را بررسی میکند و وقتی را تعیین خواهد کرد تا به این موضوع رسیدگی کند. در دعوای شخص ثالث خوانده طرفین دعوا هستند و خواهان نیز شخص ثالث میباشد. توجه داشته باشید که اگر حکم صادره فرجام خواهی شده باشد دعوای اعتراض شخص ثالث میبایست حتما در دیوان عالی کشور طرح گردد
با توجه به توضیحات ارائه داده شده در بالا ممکن است برایتان سوال شود که مهلت اعتراض شخص ثالث به حکم صادره از طرف دادگاه چقدر است؟ که در این خصوص باید بگوییم در قانون هیچ مهلتی در این مورد تعیین نشده است زیرا ممکن است شخص ثالث زمانی از صدور حکم مطلع شود که حتی آن حکم به اجرا در آمده باشد.
اولین شرط و مهمترین شرط این است که شخص ثالث یا نماینده او در دادگاه حضور نداشته باشد و برای این موضوع باید به موارد زیر توجه نمود:
1/ عدم حضور به عنوان اصحاب دعوا:
شخص ثالث نباید حضور داشته باشد یا اگر حاضر میشود به عنوان اصحاب دعوا نباشد. به طور مثال آقای الف به عنوان خوانده در جلسه دادگاه حضور پیدا میکند در این صورت نمیتواند بعدا به عنوان شخص ثالث اعتراض نماید. این که شخص با چه عنوانی در دادگاه حاضر شود دارای اهمیت است اگر فقط به عنوان تماشاچی حاضر شود نمیتوان او را از اصحاب دعوا دانست. ولی اگر به عنوان خوانده، خواهان، وارد ثالث و مجلوب ثالث در دعوا حاضر شود جزو اصحاب دعوا محسوب است.
2/ دادرسی منتهی به رای:
اینکه شخص در کدام جلسه حاضر نباشد نیز دارای اهمیت است. یک دعوا ممکن است دارای چند جلسه دادرسی باشد ولی آنچه که ملاک است عدم حضور در جلسه دادرسی است که در آن رسیدگی انجام و رای صادر میشود.
در صورتی فرد ثالث میتواند اعتراض کند که به سبب رای به او ضرری برسد و حق او پایمال شده باشد. این زیان میتواند فعلی و منجز باشد یا اینکه محتمل. به عبارت دیگر این ضروری نیست که ضرر و زیان به صورت قطعی اتفاق بیفتد بلکه همین که احتمال آن وجود داشته باشد کافی است.
برای آشنایی فا نحوه اعتراض به حکم قطعی دادگاه کلیک کنید.
شرکت نمودن شخص ثالث یا نماینده او در جلسه دادرسی مانع از استماع دعوای اعتراض است. در این راستا میتوان گفت که وکیل، ولی، قیم، مدیر شرکت، وزیر وزارت خانه و… میتوانند به جای خود شخص حاضر شوند. این امر حضور محسوب میگردد.
همچنین در مورد شخص حقوقی مدیر شرکت و مدیر تصفیه اگر در دادرسی حضور داشته باشند حق اعتراض ثالث از شخص حقوقی گرفته میشود. همچنین آگاهی یا عدم آگاهی فرد در مورد جلسه دادگاه مانع از مطرح کردن دعوای اعتراض شخص ثالث نیست. به فرض مثال آقای ب از جلسه دادرسی میان الف و ج اطلاع دارد ولی در آن شرکت نمیکند. با این حال آقای ب در صورت وجود شرایط میتواند اعتراض کند.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص دعوای اعتراض شخص ثالث، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون دعوای اعتراض شخص ثالث پاسخ دهند.
در چه صورت شخص ثالث میتواند به رای اعتراض کند ؟
اگر در جلسه دادرسی حضور نداشته باشد و رای باعث ضرر او شود که در مطلب به تفصیل توضیح داده شده است.
چطور از شخص ثالث حق اعتراض گرفته میشود ؟
در صورت حضور خود شخص یا نماینده او در جلسه دادگاه حق اعتراض از شخص ثالث ساقط میشود که در مطلب به تفصیل توضیح داده شده است.
شخص ثالث کیست ؟
شخص ثالث کسی است که به طور غیر مستقیم از صدور حکم در مورد دو فرد دیگر دچار زیان میشود و میتواند به آن حکم اعتراض کند و طرح دعوا نماید.
مهلت اعتراض شخص ثالث چند روز است ؟
در قانون کشور ما هیچ مدت زمان مشخصی برای اعتراض شخص ثالث تعیین نشده است.
ممنوع الخروج کردن زوجه یکی از دعاوی حقوقی مربوط به اختلافات خانوادگی و مشکلات میان زن و شوهر میباشد. این ممنوعالخروجی هم قبل از دریافت گذرنامه و هم بعد دریافت گذرنامه توسط زن انجام میشود. بر اساس حکم ممنوعالخروجی که مرد برای همسرش دریافت میکند زن حق خروج از مرز را نخواهد داشت و دیگر نمیتواند به خارج از کشور سفر نماید. در ادامه شرایط و نحوه ممنوعالخروجی زوجه را به طور کامل خواهیم پرداخت.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: ممنوع الخروج کردن زوجه
ممنوع الخروجی زوجه در اصطلاح حقوقی یعنی اینکه زوجه یا همان زن، به خاطر وجود برخی موانع قانونی امکان خروج از مرز کشور را ندارد. بنابراین نمیتواند به سایر کشورها سفر نماید. گاهی ممکن است زوج با علتهای مختلفی تمایل به خروج همسرش از مرز کشور نداشته باشد. در این حالت میتواند با رعایت شرایط و مراحلی سپس مراجعه به مرجع قانونی حکم ممنوعالخروجی همسرش را دریافت نماید. شرایط و مراحل برای صدور حکم ممنوعالخروجی به شرح زیر میباشد:
شوهر باید سند ازدواج داشته باشد یا سندی که نشاندهنده وجود رابطه زوجیت میان او و زوجه است.
زوج باید یک درخواست و تقاضای کتبی برای ممنوعالخروجی زوجه ارائه نماید.
سپس ارائه اطلاعات هویتی مثل اطلاعات شناسنامهای و کارت ملی لازم است.
درنهایت ممنوع الخروج کردن زوجه در پرونده حقوقی توسط رئیس اداره گذرنامه تائید میشود. و این ممنوعالخروجی در سیستمهای رایانهای ثبت میگردد.
یک نکته مهم در مورد ممنوعالخروجی زوجه توسط همسر این است. که اگر زوج یا همان شوهر به زوجه وکالتنامه بلاعزل برای خروج از کشور، که در دفاتر ثبتاسناد رسمی تنظیمشده است؛ تحویل دهد. در این صورت زوجه میتواند در هرزمانی که خواست از کشور خارج شود. و شوهر با طی مراحل و رعایت شرایط ذکرشده در بالا نیز دیگر نمیتواند زوجه را ممنوعالخروج کند.
برای اینکه بتوانید زوجه را ممنوعالخروج نمایید باید مراحلی را انجام دهید. قانون گذرنامه که در سال 1376 تصویب شد. در بند 3 ماده 18 خود آورده است. زنانی که شوهر دارند. حتی اگر کمتر از 18 سال تمام باشند. تنها با موافقت کتبی شوهر و در موارد اضطراری با اجازه دادستان شهرستان محل زندگی زن میتوانند درخواست صدور گذرنامه دهند و گذرنامه را دریافت نمایند.
بنابراین اگر شوهر اجازه دریافت گذرنامه را به زوجه ندهد زوجه اجازه خروج از مرزهای کشور را ندارد. البته زنانی که با همسر خود در خارج از کشور اقامت دارند. و یا زنانی که همسر خارجی دارند از شرط این بند قانونی مستثنا میشوند. بنابراین امکان دریافت حکم ممنوعالخروجی برای این زنان وجود ندارد.
در شرایطی که زوجه پیش از ازدواج اقدام به دریافت گذرنامه کرده باشد. و یا بعد از ازدواج و با اجازه همسر گذرنامه دریافت کند. در صورتی که زوج به دلایلی قصد ممنوعالخروج کردن همسرش را داشته باشد. باید به اداره کل گذرنامه و اتباع نیروی انتظامی که در شهر تهران یا شهرستانهای دیگر قرار دارد مراجعه کند.
پس از مراجعه به اداره مربوطه زوج باید درخواست خود را مبنی بر ممنوعالخروجی زوجه و مدارک لازم را ارائه نماید. تا درخواست وی توسط رئیس اداره گذرنامه بررسی شود. و بعد از تائید درخواست، ممنوعالخروجی زوجه در سیستمهای رایانهای ثبت میشود. و از خروج قانونی زوجه از مرز کشور جلوگیری میشود.
برای اطلاع از شرایط و مدارک پاسپورت کلیک کنید.
مدارک موردنیاز زوج برای ارائه درخواست ممنوعالخروجی زوجه به شرح زیر است:
اول؛ سند یا به عبارت دیگر قباله ازدواج زوج و زوجه که نشاندهنده وجود رابطه زوجیت میان زن و مرد است.
دوم؛ مدارک هویتی مرد، به عنوان مثال شناسنامه و کارت ملی که باید ارائه شود.
سوم؛ زوج باید یک درخواست و تقاضانامه کتبی برای اینکه زوجه را ممنوعالخروج نماید تنظیم و ارائه کند.
با توجه به شرایطی که توضیح دادیم زوج در هرزمانی میتواند زوجه را ممنوعالخروج کند. در این صورت پرسش این است که زوجه چگونه میتواند از وضعیت خود مطلع شود؟ در پاسخ باید گفت امکان استعلام وضعی ممنوعالخروجی به صورت آنلاین در حال حاضر امکانپذیر نیست. اما زوجه میتواند به همراه گذرنامه خود به اداره پلیس گذرنامه مراجعه نماید. و به صورت مستقیم فرایند استعلام ممنوع الخروجی خود را انجام دهد.
در صورتی که زوجه توسط شوهر ممنوعالخروج شده باشد. زوجه میتواند با طرح دعوا در دادگاه علیه شوهر اجازه خروج از کشور را از طریق حکم دادگاه دریافت نماید. در این حالت زن باید در دادگاه ثابت کند که خروج او از کشور دلایل اضطراری دارد. در این صورت مقام قضایی اجازه خروج از کشور را برای زوجه صادر میکند. تشخیص این مسئله که خروج از کشور اضطراری است یا خیر بر عهده مقام قضایی میباشد.
با این اوصاف در موارد اضطراری دادستان شهرستان محل درخواست گذرنامه میتواند با درخواست زوجه برای دریافت گذرنامه موافقت نماید. و تشخیص ضرورت خروج از مرز با دادستان است. اما در این شرایط دادستان موظف است نظر خود را برای قبول یا رد درخواست زوجه مبنی بر ضرورت خروج از مرز و دریافت گذرنامه حداکثر تا سه روز اعلام نماید.
گفتیم که زن برای دریافت گذرنامه به اجازه کتبی همسر نیازمند است. و اگر گذرنامه داشته باشد بازهم ممکن است مرد او را ممنوعالخروج کند. به این ترتیب عامل اصلی ممنوعالخروجی زوجه نارضایتی شوهر است. بنابراین میشود با رضایت شوهر ممنوعالخروجی را بدون طرح دعوا رفع نمود. البته توجه داشته باشید که رضایت شفاهی زوج کافی نیست. و زوج باید به صورت کتبی رضایت خود را برای رفع ممنوعالخروجی ثبت نماید تا ممنوعالخروجی رفع شود.
اگر زن و شوهری قصد طلاق داشته باشند. و مرد، همسر خود را پیش از طلاق ممنوعالخروج کند. تا زمانی که طلاق جاری نشده و زوجه گواهی طلاق را به اداره گذرنامه ارائه ندهد ممنوعالخروجی برداشته نمیشود.بدین ترتیب وقتی صیغه طلاق جاری شد و زن و مرد از یکدیگر جدا شدند. موضوع طلاق باید به اداره گذرنامه اطلاع داده شود. طبیعی است که بعد از طلاق دیگر اجازه یا عدم اجازه مرد برای خروج از مرز اهمیتی ندارد و ممنوعیتی برای زن جهت خروج از مرز وجود ندارد.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
ممنوع الخروجی زوجه چیست ؟
ممنوعالخروجی زوجه در اصطلاح حقوقی یعنی اینکه زوجه یا همان زن، به خاطر وجود برخی موانع قانونی امکان خروج از مرز کشور را ندارد.
روشهای رفع ممنوع الخروجی زوجه چگونه است ؟
جهت رفع ممنوعالخروجی، زوجه میتواند در شرایط ضروری برای خروج از کشور طرح دعوا علیه زوج برای رفع ممنوعالخروجی نماید. یا با رضایت کتبی زوج ممنوعیت رفع شود. همچنین رفع ممنوعالخروجی بعد از طلاق با ارائه گواهی طلاق به اداره گذرنامه انجام میشود.
عدم اهلیت خواهان و خوانده دعوا یعنی چه؟ هرگاه فردی در دادگاه از ما شکایت کند اولین اقدامی که در مقابل او انجام میدهیم دفاع از خودمان میباشد و سعی میکنیم که بیگناهی خود را در موضوع پیش آمده به اثبات برسانیم. همه ما حق اقامه دعوا و دفاع از خود در دعاوی مختلف را داریم و هیچکس نمیتواند این حق را از ما سلب کند اما قانونگذار برخی موارد را پیش بینی کرده است که در صورت وجود آنها این حق از ما سلب میشود. یکی از مواردی که میتواند حق اقامه دعوا و دفاع از خود در دعاوی را از ما سلب کند عدم اهلیت میباشد. در ادامه این مطلب قصد داریم در خصوص عدم اهلیت خوانده و خواهان دعوا توضیحات مفصلی را خدمتتان ارائه دهیم، با ما همراه باشید.
برای دریافت مشاوره حقوقی می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید.
منبع: عدم اهلیت خواهان و خوانده دعوا
برای اینکه خوانده و خواهان دعوا بتوانند در دادگاهی که دعوا در آن طرح گردیده حضور یابند و از حقوق خود دفاع کنند میبایست دارای اهلیت باشند. خواهان مسلما برای دفاع از حقوق نادیده گرفته خود و خوانده نیز برای دفاع از خود در مقابل خواهان در دادگاه حضور مییابند.
مطابق قانون هر دو شخص خوانده و خواهان میبایست دارای اهلیت باشند تا بتوانند دعوا را ادامه دهند. حال شاید برایتان سوال شود اهلیت چیست؟ که در پاسخ به این پرسش میبایست بگوییم اهلیت به این معناست که فرد به بلوغ کافی برای ادای حق رسیده باشد، سفیه نباشد، بتواند امور مالیاش را انجام دهد، دچار جنون نباشد و… تا بتواند به دعوا ادامه دهد. در کشور ما سن بلوغ برای دختران ۹ سالگی و سن بلوغ برای پسران ۱۵ سالگی خواهد بود اما رسیدن به این سن کافی نیست و هردو شخص خواهان و خوانده میبایست به سن رشد خود که هجده سال تمام است نیز رسیده باشند. چنانچه خواهان و خوانده دارای اهلیت نباشند و دادگاه از این موضوع مطلع گردد برخی آثار حقوقی را برایشان به همراه خواهد آورد.
برای آشنایی با شرایط صدور قرار عدم اهلیت کلیک کنید.
در صورتی که خواهان و خوانده دارای اهلیت نباشند ممکن است این مسئله برخی آثار حقوقی را برای آنها به همراه داشته باشد. در درجه اول اگر یکی از طرفین دعوا دارای اهلیت نباشند طرف دیگر میتواند به عدم اهلیت آنها ایراد وارد کرده و از دادگاه بخواهد که به این موضوع رسیدگی کند. دادگاه نیز این موضوع را پیگیری کرده و چنانچه ایراد عدم اهلیت صحیح باشد و فرد دارای اهلیت نباشد رسیدگی به دعوا متوقف میشود. اما اگر دادگاه در حین پیگیری متوجه شود که ایراد عدم اهلیت صحیح نیست و فرد دارای اهلیت است روند رسیدگی به دعوا ادامه خواهد یافت.
حتما درباره ایراد عدم اهلیت کلیک کنید.
همه افراد در جامعه حق طرح دعوا و شکایت از افراد دیگر را دارند و همچنین میتوانند در صورتی که علیه آنها طرح دعوا شد از خود دفاع کنند. فردی که علیه شخص دیگر دعوا را طرح نموده و از او در دادگاه شکایت میکند به عنوان خواهان شناخته میشود. در این صورت میتوان گفت در هر دعوا شخص شاکی خواهان خواهد بود. خوانده نیز به شخصی گفته میشود که علیه او در دادگاه دعوایی طرح گردیده است و فرد دیگری از او شکایت نموده که در این صورت خوانده میبایست از خود دفاع کند. پس میتوان نتیجه گیری کرد که خواهان همان شاکی و خوانده نیز فردی است که از او در مرجع قضایی شکایت شده است.
برای دریافت مشاوره حقوقی از وکیل پایه یک دادگستری می توانید با متخصصین و وکلای با تجربه وکیل دات کام با شماره 02166419012 تماس بگیرید یا می توانید مقالات مجله حقوقی وکیل دات کام را مطالعه نمایید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر در خصوص عدم اهلیت خواهان و خوانده، به کانال تلگرام حقوقی وکیل دات کام مراجعه نمایید. کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی وکیل دات کام نیز آمادهاند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی وکیل دات کام به سوالات شما عزیزان پیرامون عدم اهلیت خواهان و خوانده پاسخ دهند.
خوانده کیست ؟
خوانده به کسی گفته میشود که در دادگاه علیه او شکایت شده است.
سن بلوغ در دختران چند سال است ؟
سن بلوغ در دختران ۹ سال میباشد که توضیحات کاملتر در متن مقاله آمده است.
اگر فرد سفیه باشد اهلیت دارد ؟
خیر در این صورت فاقد اهلیت است که توضیحات کاملتر در متن مقاله آمده است.